مصرع نخستِ میانی · شماره 1
تولای سهلیان به سهل عبدالله التستری رحمه الله علیه باشد و وی از محتشمان اهل تصوف بود و کبرای ایشان؛ چنان که ذکر وی گذشت، و در جمله اندر وقت خود سلطان وقت بود و از اهل حل و عقد اندر این طریقت. وی را براهین بسیار ظاهر بود که از ادراک حکایات آن عقل عاجز شود.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
تولای سهلیان به سهل عبدالله التستری رحمه الله علیه باشد و وی از محتشمان اهل تصوف بود و کبرای ایشان؛ چنان که ذکر وی گذشت، و در جمله اندر وقت خود سلطان وقت بود و از اهل حل و عقد اندر این طریقت. وی را براهین بسیار ظاهر بود که از ادراک حکایات آن عقل عاجز شود.
انتخابشده - 2
و طریقت وی اجتهاد و مجاهدت نفس و ریاضت است و مریدان را به مجاهدت به درجۀ کمال رسانیدی.
# - 3
و اندر حکایات معروف است که: مریدی را گفت: «جهد کن تا یک روز همه روز می گویی که: الله الله.» و دیگر روز و سدیگر همچنان تا بر آن خوکرد. گفت: «اکنون شب ها بدان پیوند.» چنان کرد تا چنان شد که اگر خود را به جای خواب دیدی همان می گفتی اندر خواب، تا آن عادت طبع وی شد. آنگاه گفت: «اکنون از این بازگرد به یادداشت مشغول شو.» تا چنان شد که همه روزگارش مستغرق آن گشت. قال بعضهم: «ذکر اللسان غفله و ذکر القلب قربه.»
# - 4
وقتی اندر خانه ای بود، چوبی از هوادرافتاد، بر سر وی آمد و بشکست و قطره های خون از سرش بر زمین می آمد نبشته پدید می شد که: «الله الله.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «و اما السهلیه» است.