نثر · شماره 4
نفس صفتی است که سکونت آن جز به باطل نباشد و هرگز ورا سپری نکند. محمدبن علی الترمذی گوید، رحمه الله علیه: «ترید ان تعرف الحق مع بقاء نفسک فیک و نفسک لاتعرف نفسها، فکیف تعرف غیرها؟»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
اما آن چه مشایخ گفته اند اندر نفس:
# - 2
ذوالنون مصری گوید، رحمهالله علیه: «اشد الحجاب رویه انفس و تدبیرها.» سخت ترین حجاب مر بنده را رویت نفس و متابعت تدبیر آن باشد؛ از آن چه متابعت وی مخالفت رضای حق باشد و مخالفت حق سر همه حجاب ها بود.
# - 3
ابویزید گوید، رحمه الله علیه: «النفس صفه لاتسکن الا بالباطل.»
# - 4
نفس صفتی است که سکونت آن جز به باطل نباشد و هرگز ورا سپری نکند. محمدبن علی الترمذی گوید، رحمه الله علیه: «ترید ان تعرف الحق مع بقاء نفسک فیک و نفسک لاتعرف نفسها، فکیف تعرف غیرها؟»
انتخابشده - 5
خواهی تا حق را بشناسی با بقای نفس تو اندر تو و نفس تو خود را با بقای خود مر خود را نمی شناسد چگونه غیر را بشناسد؟ یعنی نفس خود اندر حال بقای خود به خود محجوب است چون به خود محجوب بود به حق چگونه مکاشف گردد؟
# - 6
جنید گوید، رضی الله عنه: «اساس الکفر قیامک علی مراد نفسک.»
# - 7
بنای کفر قیام بنده باشد بر مراد نفس خود؛ از آن چه نفس را با لطیفۀ اسلام مقارنت نیست، لامحاله پیوسته به اعراض کوشد و معرض، منکر بود و منکر، بیگانه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «فصل» است.