کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

بنای کفر قیام بنده باشد بر مراد نفس خود؛ از آن چه نفس را با لطیفۀ اسلام مقارنت نیست، لامحاله پیوسته به اعراض کوشد و معرض، منکر بود و منکر، بیگانه.

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    نفس صفتی است که سکونت آن جز به باطل نباشد و هرگز ورا سپری نکند. محمدبن علی الترمذی گوید، رحمه الله علیه: «ترید ان تعرف الحق مع بقاء نفسک فیک و نفسک لاتعرف نفسها، فکیف تعرف غیرها؟»

    #
  2. 5

    خواهی تا حق را بشناسی با بقای نفس تو اندر تو و نفس تو خود را با بقای خود مر خود را نمی شناسد چگونه غیر را بشناسد؟ یعنی نفس خود اندر حال بقای خود به خود محجوب است چون به خود محجوب بود به حق چگونه مکاشف گردد؟

    #
  3. 6

    جنید گوید، رضی الله عنه: «اساس الکفر قیامک علی مراد نفسک.»

    #
  4. 7

    بنای کفر قیام بنده باشد بر مراد نفس خود؛ از آن چه نفس را با لطیفۀ اسلام مقارنت نیست، لامحاله پیوسته به اعراض کوشد و معرض، منکر بود و منکر، بیگانه.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    ابوسلیمان دارانی گوید، رحمه الله: «النفس خائنه مانعه و افضل الاعمال خلافها.»

    #
  6. 9

    نفس خائن است اندر امانت و مانع است اندر طلب رضا و بهترین اعمال خلاف وی است؛ از آن چه خیانت اندر امانت بیگانگی بود و ترک رضا گم شدگی.

    #
  7. 10

    و انفاس ایشان رحمهم الله اندر این معنی بیش از آن است که حصر پذیرد. آمدم با سر مقصود و اثبات مذهب سهل اندر صحت مجاهدت نفس و ریاضت آن، و طریق بیان آن اندر حقیقت. و بالله التوفیق.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «فصل» است.