نثر · شماره 14
و حیان خارجه روایت کند: از عبدالله عمر رضی الله عنهما پرسیدم که: «اندر غزو چه گویی؟» گفت: «ابدا بنفسک فجاهدها و ابدا بنفسک فاغزها فانک ان قتلت فارا بعثک الله فارا، و ان قتلت مرائیا بعثک الله مرائیا، و ان قتلت صابرا محتسبا بعثک الله صابرا محتسبا.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
پس رویت اسباب اندر افعال توحید بود و رفع آن تعطیل و این را اندر شاهد دلایل است و انکار این انکار مشاهدت و مکابرۀ عیان باشد. نبینی که اسبی توسن را به ریاضت از صفت ستوری می به صفت مردمی آرند تا اوصاف اندر وی مبدل گردانند تا تازیانه از زمین برگیرد به خداوند دهد و گوی را به دست بگرداند و مانند این، افعال دیگر بکند و کودک بی عقل عجمی را می به ریاضت عربی زبان کنند و نطق طبعی وی اندر وی مبدل می گردانند. و باز وحشی را به ریاضت بدان درجه رسانند که چون بگذارند بشود و چون بخوانند بازآید، و رنج و بند وی بر وی دوست تر از آزادی و گذاشتگی بود. و سگی پلید گذاشته را می به مجاهدت بدان محل رسانند که کشتۀ وی می حلال گردد و از آن آدمی بر مجاهدت و ریاضت نایافته حرام بود و مانند این بسیار است. پس مدار جملۀ شرع و رسم بر مجاهدت است.
# - 12
و رسول صلی الله علیه اندر حال قرب حق و یافتن کام و امن عاقبت و تحقیق عصمت چندان مجاهدت کرد از گرسنگی های دراز و روزه های وصال و بیداری های شب که فرمان آمد: «یا محمد، طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی (۱ و ۲/ طه)، قرآن به تو بدان نفرستادیم تا تو خود را هلاک کنی.»
# - 13
و از ابوهریره رضی الله عنه روایت کنند که: رسول صلی الله علیه اندر حال عمارت مسجد خشت می کشید و من می دیدم که وی را می رنج رسید. گفتم: «یا رسول الله، آن خشت به من ده که من به جای تو این کار بکنم.» گفت: «یا باهریره، خذ غیرها فانه لاعیش الا عیش الآخره. تو خشت دیگر بردار که سرای عیش آخرت است و دنیا سرای رنج و مشقت است.»
# - 14
و حیان خارجه روایت کند: از عبدالله عمر رضی الله عنهما پرسیدم که: «اندر غزو چه گویی؟» گفت: «ابدا بنفسک فجاهدها و ابدا بنفسک فاغزها فانک ان قتلت فارا بعثک الله فارا، و ان قتلت مرائیا بعثک الله مرائیا، و ان قتلت صابرا محتسبا بعثک الله صابرا محتسبا.»
انتخابشده - 15
پس همچندان که تالیف و ترکیب عبارت را اندر حق بیان معانی اثر است، تالیف و ترکیب مجاهدت را اندر وصول معانی اثر است. چون بیان بی عبارت و تالیف آن درست نیاید، وصول بی مجاهدت درست نیاید و آن که دعوی کند مخطی بود؛ از آن چه عالم و اثبات حدث آن دلیل معرفت آفریدگار است و معرفت نفس و مجاهدت آن دلیل وصلت وی.
# - 16
و حجت گروه دیگر آن که گویند: «این آیت اندر تفسیر مقدم و موخر است: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ ای والذین هدیناهم سبلنا جاهدوا فینا.» و رسول گفت، صلی الله علیه و سلم: «لن ینجو احدکم بعمله.» قیل: «ولاانت، یا رسول الله؟» قال: «ولا انا؛ الا ان یتغمدنی الله برحمته.»
# - 17
: «نرهد یکی از شما به عمل خود.» گفتند: «تو هم نرهی، یا رسول الله؟» گفت: «من هم نرهم؛ جز آن که خداوند تعالی بر من رحمت کند.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «الکلام فی مجاهدات النفس» است.