کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 16

و حجت گروه دیگر آن که گویند: «این آیت اندر تفسیر مقدم و موخر است: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ ای والذین هدیناهم سبلنا جاهدوا فینا.» و رسول گفت، صلی الله علیه و سلم: «لن ینجو احدکم بعمله.» قیل: «ولاانت، یا رسول الله؟» قال: «ولا انا؛ الا ان یتغمدنی الله برحمته.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    و از ابوهریره رضی الله عنه روایت کنند که: رسول صلی الله علیه اندر حال عمارت مسجد خشت می کشید و من می دیدم که وی را می رنج رسید. گفتم: «یا رسول الله، آن خشت به من ده که من به جای تو این کار بکنم.» گفت: «یا باهریره، خذ غیرها فانه لاعیش الا عیش الآخره. تو خشت دیگر بردار که سرای عیش آخرت است و دنیا سرای رنج و مشقت است.»

    #
  2. 14

    و حیان خارجه روایت کند: از عبدالله عمر رضی الله عنهما پرسیدم که: «اندر غزو چه گویی؟» گفت: «ابدا بنفسک فجاهدها و ابدا بنفسک فاغزها فانک ان قتلت فارا بعثک الله فارا، و ان قتلت مرائیا بعثک الله مرائیا، و ان قتلت صابرا محتسبا بعثک الله صابرا محتسبا.»

    #
  3. 15

    پس همچندان که تالیف و ترکیب عبارت را اندر حق بیان معانی اثر است، تالیف و ترکیب مجاهدت را اندر وصول معانی اثر است. چون بیان بی عبارت و تالیف آن درست نیاید، وصول بی مجاهدت درست نیاید و آن که دعوی کند مخطی بود؛ از آن چه عالم و اثبات حدث آن دلیل معرفت آفریدگار است و معرفت نفس و مجاهدت آن دلیل وصلت وی.

    #
  4. 16

    و حجت گروه دیگر آن که گویند: «این آیت اندر تفسیر مقدم و موخر است: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ ای والذین هدیناهم سبلنا جاهدوا فینا.» و رسول گفت، صلی الله علیه و سلم: «لن ینجو احدکم بعمله.» قیل: «ولاانت، یا رسول الله؟» قال: «ولا انا؛ الا ان یتغمدنی الله برحمته.»

    انتخاب‌شده
  5. 17

    : «نرهد یکی از شما به عمل خود.» گفتند: «تو هم نرهی، یا رسول الله؟» گفت: «من هم نرهم؛ جز آن که خداوند تعالی بر من رحمت کند.»

    #
  6. 18

    پس مجاهدت فعل بنده باشد و محال باشد که فعل وی علت نجات وی گردد. پس خلاص و نجات بنده متعلق به مشیت است نه به مجاهدت؛ کما قال الله، تعالی: «فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام ومن یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا (۱۲۵/الانعام).» و نیز گفت: «توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء (۲۶/آل عمران).» تکلف همه عالمیان اندر اثبات مشیت خود نفی کرد. و اگر مجاهدت علت وصول بودی، ابلیس مردود نبودی و اگر ترک آن علت رد و طرد بودی آدم هرگز مقبول و مصفا نبودی. پس کار، سبقت عنایت دارد نه کثرت مجاهدت نه هر که مجتهدتر ایمن تر؛ که هرکه عنایت بدو بیشتر به حق نزدیک تر. یکی اندر صومعه مقرون طاعت، از حق دور، یکی در خرابات موصول معصیت به رحمت حق نزدیک و اشرف همه معانی ایمان است. کودکی را که مکلف نیست حکمش حکم ایمان بود و مجانین را همچنان. پس چون اشرف مواهب را مجاهدت علت نباشد آن چه کم از آن بود هم به علت محتاج نباشد.

    #
  7. 19

    و من که علی بن عثمان الجلابی ام، می گویم که: این خلاف است اندر عبارت بدون معنی؛ از آن که یکی می گوید: «من طلب وجد» و دیگری می گوید: «من وجد طلب» و سبب یافتن طلب بود و سبب طلبیدن یافت. آن می مجاهدت فرماید تا مشاهدت یابد و این مشاهدت یابد تا مجاهدت کند و حقیقت این آن بود که مشاهدت اندر مجاهدت به جای توفیق است اندر طاعت و آن عطاست و از حق است، عز و جل.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «الکلام فی مجاهدات النفس» است.