مصرع نخست · شماره 1
بدان اعزک الله که هوی عبارتی است از اوصاف نفس به نزدیک گروهی و به نزدیک گروهی عبارتی است از ارادت طبع که متصرف و مدبر نفس است؛ چنان که عقل از آن روح، و هر روحی را که اندر بنیت خود از عقل قوتی نبود ناقص بود و هر نفسی را که از هوی قوتی نباشد ناقص بود. پس نقص روح نقص قربت باشد و نقص نفس عین قربت باشد و پیوسته مر زنده را دعوتی می باشد از عقل و یکی از هوی، آن که متابع دعوت عقل باشد به ایمان رسد و آن که متابع دعوت هوی باشد به نیران رسد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان اعزک الله که هوی عبارتی است از اوصاف نفس به نزدیک گروهی و به نزدیک گروهی عبارتی است از ارادت طبع که متصرف و مدبر نفس است؛ چنان که عقل از آن روح، و هر روحی را که اندر بنیت خود از عقل قوتی نبود ناقص بود و هر نفسی را که از هوی قوتی نباشد ناقص بود. پس نقص روح نقص قربت باشد و نقص نفس عین قربت باشد و پیوسته مر زنده را دعوتی می باشد از عقل و یکی از هوی، آن که متابع دعوت عقل باشد به ایمان رسد و آن که متابع دعوت هوی باشد به نیران رسد.
انتخابشده - 2
پس حجاب واصلان و وقعت گاه مریدان و محل اعراض طالبان هواست و مامور است بنده به خلاف کردن آن و منهی از ارتکاب بر آن؛ «لان من رکبها هلک ومن خالفها ملک»؛ کما قال الله، تعالی: «و اما من خاف مقام ربه ونهی النفس عن الهوی (۴۰/النازعات)»، و قال النبی، علیه السلام: «اخوف مااخاف علی امتی اتباع الهوی وطول الامل.»
# - 3
و از ابن عباس رضی الله عنه می آرند در تفسیر قول خدای،عز و جل: «افرایت من اتخذ الهه هویه واضله الله (۲۳/الجاثیه)؛ ای ان الهوی اله معبود.»
# - 4
ویل بر آن که دون حق هوای وی، معبود وی است و همه همت وی روز و شب طلب رضای هوای وی است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «الکلام فی حقیقه الهوی» است.