نثر · شماره 3
اما ولی، روا باشد که فعیل باشد به معنی مفعول؛ چنان که خداوند تعالی گفت: «وهو یتولی الصالحین (۱۹۶/الاعراف)»؛ که خداوند تعالی بندۀ خود را به افعال و اوصاف وی نگذارد و اندر کنف حفظ خودش بدارد و روا باشد که فعیل باشد به معنی مبالغت اندر فاعل؛ که بنده تولا به طاعت وی کند و رعایات حقوق وی را مداومت کند و از غیر وی اعراض کند این یکی مرید باشد و آن دیگر مراد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که قاعده و اساس طریقت تصوف و معرفت جمله بر ولایت و اثبات آن است که جملۀ مشایخ رضی الله عنهم اندر حکم اثبات آن موافق اند؛ اما هر کسی به عبارتی دیگرگون بیان آن ظاهر کرده اند و محمدبن علی رضی الله عنه مخصوص است به اطلاق این عبارت مر حقیقت طریقت را.
# - 2
اما ولایت به فتح واو نصرت بود اندر حق لغت، و ولایت به کسر واو امارت بود ونیز هر دو مصدر ولیت باشد و چون چنین بود باید که تا دو لغت بود چون دلالت و دلالت و نیز ولایت ربوبیت بود و از آن است که خداوند تعالی گفت: «هنالک الولایه لله الحق (۴۴/الکهف)»، که کفار تولا بدو کنند و بدو بگروند و از معبودان خود تبرا کنند و نیز ولایت به معنی محبت بود.
# - 3
اما ولی، روا باشد که فعیل باشد به معنی مفعول؛ چنان که خداوند تعالی گفت: «وهو یتولی الصالحین (۱۹۶/الاعراف)»؛ که خداوند تعالی بندۀ خود را به افعال و اوصاف وی نگذارد و اندر کنف حفظ خودش بدارد و روا باشد که فعیل باشد به معنی مبالغت اندر فاعل؛ که بنده تولا به طاعت وی کند و رعایات حقوق وی را مداومت کند و از غیر وی اعراض کند این یکی مرید باشد و آن دیگر مراد.
انتخابشده - 4
و این جملۀ معانی از حق به بنده و از بنده به حق روا باشد؛ از آن چه روا باشد که خدای تعالی ناصر دوستان خود باشد؛ از آن چه وعده کرد خداوند تعالی مر دوستان خود را از صحابۀ پیغمبر به نصرت و گفت: «الا ان نصر الله قریب (۲۱۴/البقره)»، و نیز گفت: «و ان الکافرین لامولی لهم (۱۱/محمد)؛ ای لاناصرلهم.» چون کفار را ناصر نبود لامحاله مومنان را ناصر بود که نصرت کند عقول ایشان را اندر استدلال آیات و بیان معانی بر دل های ایشان و کشف براهین بر اسرار ایشان و نصرت کند ایشان رابر مخالفت نفس و هوی و شیطان و موافقت امور خود.
# - 5
و نیز روا باشد که به دوستی مخصوص گرداندشان و از محل عداوت نگاه دارد؛ چنان که گفت: «یحبهم ویحبونه (۵۴/المائده)»، تا وی را به دوستی وی دوست دارند و روی از خلق برتابند تا هم وی ولی ایشان باشد و هم ایشان اولیای وی.
# - 6
و روا باشد که یکی را ولایتی دهد به اقامت کردن بر طاعت وی و وی را اندر حفظ و عصمت نگاه دارد تا وی بر طاعت وی اقامت کند و از مخالفتش بپرهیزد و شیطان از حس وی بگریزد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «الکلام فی اثبات الولایه» است.