کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

و روا بود که یکی را ولایتی دهد تا حلش اندر ملک حل بود و عقدش عقد دعواتش مستجاب بود و انفاسش مقبول بود؛ کما قال النبی، علیه السلام: «رب اشعث اغبر ذی طمرین لایوبه به لو اقسم علی الله لابره.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    و این جملۀ معانی از حق به بنده و از بنده به حق روا باشد؛ از آن چه روا باشد که خدای تعالی ناصر دوستان خود باشد؛ از آن چه وعده کرد خداوند تعالی مر دوستان خود را از صحابۀ پیغمبر به نصرت و گفت: «الا ان نصر الله قریب (۲۱۴/البقره)»، و نیز گفت: «و ان الکافرین لامولی لهم (۱۱/محمد)؛ ای لاناصرلهم.» چون کفار را ناصر نبود لامحاله مومنان را ناصر بود که نصرت کند عقول ایشان را اندر استدلال آیات و بیان معانی بر دل های ایشان و کشف براهین بر اسرار ایشان و نصرت کند ایشان رابر مخالفت نفس و هوی و شیطان و موافقت امور خود.

    #
  2. 5

    و نیز روا باشد که به دوستی مخصوص گرداندشان و از محل عداوت نگاه دارد؛ چنان که گفت: «یحبهم ویحبونه (۵۴/المائده)»، تا وی را به دوستی وی دوست دارند و روی از خلق برتابند تا هم وی ولی ایشان باشد و هم ایشان اولیای وی.

    #
  3. 6

    و روا باشد که یکی را ولایتی دهد به اقامت کردن بر طاعت وی و وی را اندر حفظ و عصمت نگاه دارد تا وی بر طاعت وی اقامت کند و از مخالفتش بپرهیزد و شیطان از حس وی بگریزد.

    #
  4. 7

    و روا بود که یکی را ولایتی دهد تا حلش اندر ملک حل بود و عقدش عقد دعواتش مستجاب بود و انفاسش مقبول بود؛ کما قال النبی، علیه السلام: «رب اشعث اغبر ذی طمرین لایوبه به لو اقسم علی الله لابره.»

    انتخاب‌شده
  5. 8

    و معروف است اند رخلافت امیرالمومنین عمر رضی الله عنه رود نیل بر عادت خود باستاد؛ از آن چه اندر جاهلیت هر سال کنیزکی آراسته در وی انداختندی تا روان شدی. عمر رضی الله عنه بر کاغذ پاره ای نبشت که: «ای آب، اگر به خود استادهای، روا نباشد اگر به فرمان خدای عز و جل استادهای، عمر می گوید: برو.» چون کاغذ اندر آب انداختند آب روان گشت و این امارت بر حقیقت بود.

    #
  6. 9

    پس مراد من اندر ولایت و اثبات آن، آن است که بدانی که اسم ولی مر آن کس را روا بود که این معانی مذکور اندر وی موجود باشد؛ چنان که ورا این حال بود که گفتیم نه قال.

    #
  7. 10

    و پیش از این مشایخ رحمهم الله اندر این، کتب ساخته اند از عزیزی زود نیست گشت. اکنون من عبارات آن پیر بزرگوار را که صاحب مذهب است جمال دهم؛ چنان که اعتقاد من بدان مهتر است، رضی الله عنه. تا تو را فواید بسیار به حاصل شود و به جز تو آن را نیز که سعادت خواندن این کتاب باشد از طالبان این طریقت، ان شاء الله عز و جل.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «الکلام فی اثبات الولایه» است.