کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دومِ میانی · شماره 2

و در جمله این دو گروه که مدعی به اسلام اند موافق اند اندر نفی تخصیص انبیا و هر که مر نفی تخصیص انبیا را اعتقاد کند کافر شود. پس انبیا صلوات الله علیهم اجمعین داعیان و ائمه اند و اولیا متابعان ایشان به احسان، و محال باشد که ماموم از امام فاضل تر بود.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    بدان که اندر همه اوقات و احوال، باتفاق جملۀ مشایخ این طریقت اولیا متابعان پیغمبران اند و مصدقان دعوت ایشان. و انبیا فاضل ترند از اولیا؛ از آن چه نهایت ولایت بدایت نبوت بود و جملۀ انبیا ولی باشند اما از اولیا کسی نبی نباشد و انبیا متمکنان اند اندر نفی صفات بشریت و اولیا عاریت اند، و اندر آن چه این گروه را حال است آن گروه را مقام است و آن چه این گروه را مقام است آن گروه را حجاب است. و هیچ کس از علمای اهل سنت و محققان این طریقت اندر این خلاف نکنند به جز گروهی از حشویان که مجسمۀ اهل خراسان اند و متکلم به کلام متناقض اندر اصول توحید که اصل این طریقت را نشناسند وخود راولی خوانند و بدرست ولی اند اما ولی شیطان و ایشان گویند: «اولیا فاضلتر از انبیااند.» و این ضلالت مر ایشان را کفایت بود که جاهلی را فاضل تر از محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم نهند و گروهی دیگر از مشبهه تولا بدین طریقت کنند و حلول و نزول حق به معنی انتقال روا دارند لعنهم الله و به جواز تجزیت بر ذات باری تعالی بگویند و آن اندر آن دو مذهب مذموم که وعده کرده ام بیارم اندر این کتاب به تمامی، ان شاء الله تعالی.

    #
  2. 2

    و در جمله این دو گروه که مدعی به اسلام اند موافق اند اندر نفی تخصیص انبیا و هر که مر نفی تخصیص انبیا را اعتقاد کند کافر شود. پس انبیا صلوات الله علیهم اجمعین داعیان و ائمه اند و اولیا متابعان ایشان به احسان، و محال باشد که ماموم از امام فاضل تر بود.

    انتخاب‌شده
  3. 3

    و در جمله بدان که اگر احوال و انفاس روزگار جملۀ اولیا اندر جنب یک قدم صدق نبی صورت کنی آن جمله متلاشی شود؛ از آن چه این گروه می طلبند و می روند و آن گروه رسیده اند و یافته و به فرمان دعوت باز آمده و قومی را می برند.

    #
  4. 4

    و اگر کسی گوید از این ملاحدۀ مذکور لعنهم الله که: اندر عادت چنین رفته است که: «چون رسول به کسی آید از ملکی، باید تا این مبعوث الیه فاضل تر از وی باشد؛ چنان که پیغمبران از جبرئیل فاضل ترند.» این صورت مر ایشان را خطاست.

    #
  5. 5

    گوییم: اگر ملکی رسولی فرستد به یک کس باید تا مرسل الیه فاضل تر باشد؛ چنان که جبرئیل را به رسل فرستاد و ایشان هر یکی از وی فاضل تر بودند اما چون رسول به جماعتی باشد و قومی، لامحاله رسول فاضلتر از آن گروه باشد؛ چنان که پیغمبران علیهم السلام از امم و اندر این هیچ عاقل را شبهت نیفتد و اشکال در خاطر نیاید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «الکلام فی تفضیل الانبیاء علی الاولیاء» است.