نثر · شماره 9
و در جمله خواص مومنان از خواص ملائکه فاضل ترند و عوام مومنان از عوام ملائکه فاضل ترند پس آن چه محفوظ و معصوم اند از آدمیان افضل جبرئیل و میکائیل اند علیهما السلام. و آن چه معصوم نی اند افضل حفظه اند؛ یعنی کرام الکاتبین والله اعلم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
لعمری عجب دارم از آن که فضل اندر افعال بیند با عز اندر جمال یا بزرگی اندر جذب منال! زود آن نعمت و بزرگی زوال بیند چرا نه فضل از مالک الاعیان بیند و عز از رضای سبحان و بزرگی از معرفت و ایمان بیند؟ تا این نعمت بر خود جاودان بیند و اندر دو جهان دل خود بدو شادمان بیند.
# - 7
جبرئیل که چندین هزار سال به انتظار خلعتی عبادت کرد خلعتش غاشیه داری محمد بود صلی الله علیهما تا شب معراج ستور وی را خدمت کرد، چگونه فاضل تر بود از آن که در دنیا نفس را ریاضت کند روز و شب مجاهدت کند حق با وی عنایت کند دیدار خودش کرامت کند، از جملۀ خطراتش با سلامت کند؟
# - 8
چون نخوت ملائکه از حد درگذشت و هر یک صفای معاملتش را حجت گردانیدند و زبان ملامت اندر آدمیان دراز کردند، حق جل جلاله خواستتا حال ایشان بدیشان باز نماید و بدانند که پاکی ایشان محض عصمت و لطف عنایت حق است جل جلاله. گفت: «سه کس از میان شما که بزرگترند اختیار کنید بر ایشان اعتماد دارید تا به زمین شوند و خلفای زمین باشند و خلایق را به صلاح آرند و میان آدمیان داد و عدل کنند.» سه فریشته را اختیار کردند، یکی از ایشان پیش از آن که به زمین آمدی آفت آن بدید. از خدای تعالی اندر خواست تا بازگردد. دو به زمین آمدند و پیش از آن که به زمین آمدندی، خداوند تعالی خلقت ایشان مبدل گردانید و آرزومند طعام و شرابشان گردانید و به شهوتشان مبتلا کرد؛ تا بدیشان مر ایشان را عقوبت کرد و تفضیل آدمیان را بر ملائکه بعیان مشاهده کردند.
# - 9
و در جمله خواص مومنان از خواص ملائکه فاضل ترند و عوام مومنان از عوام ملائکه فاضل ترند پس آن چه محفوظ و معصوم اند از آدمیان افضل جبرئیل و میکائیل اند علیهما السلام. و آن چه معصوم نی اند افضل حفظه اند؛ یعنی کرام الکاتبین والله اعلم.
انتخابشده - 10
و اندر این معنی سخن بسیار گفته اند و هر یک از مشایخ چیزی گفته اند خداوند تعالی فضل نهد آن را که خواهد بر آن که خواهد والله تعالی اعلم و الطف.
# - 11
این است متعلقات مذهب حکیمیان اندر تصوف و اختلاف متصوفه با یک دیگر که یاد کردم بر سبیل اختصار.
# - 12
و به حقیقت ولایت سری است از اسرار حق و جز به روش هویدا نگردد، و ولی را جز ولی نشناسد. و اگر اظهار این حدیث بر جملۀ عقلا جایز بودی خود دوست از دشمن پدیدار نیامدی و واصل از غافل ممیز نبودی. پس خداوند تعالی چنان خواست تا جوهر دوستی را اندر صدف خوار داشت خلق نهد و به دریای بلا اندر اندازد، تا طالبان به حکم عزیزی آن جان فدا کنند و بر آن دریای جان شکار جان نثار کنند و به قعر آن دریا فرو شوند تا مرادشان برآید ویا به کلی در سر آن شوند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «الکلام فی تفضیل الانبیاء و الاولیاء علی الملائکه و المومنین ایضا» است.