نثر · شماره 14
و مشهور است که یکی از مریدان ذاالنون قصد بایزید کرد. چون به در صومعۀ وی رسید و در بزد، بایزید گفت: «کیستی و که را خواهی؟» گفت: «بایزید را.» گفت: «بویزید که باشد و کجاست و چه چیز است؟ و من مدتی است تا بایزید را جستم و نیافتم.» چون آن کس بازگشت و حال با ذوالنون بگفت، گفت: «اخی بویزید رحمه الله علیه ذهب فی الذاهبین الی الله.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
و عن الهوی و الانس بالاحباب
# - 12
فکانه بین المراتب واقف
# - 13
لمنال حظ او لحسن مآب
# - 14
و مشهور است که یکی از مریدان ذاالنون قصد بایزید کرد. چون به در صومعۀ وی رسید و در بزد، بایزید گفت: «کیستی و که را خواهی؟» گفت: «بایزید را.» گفت: «بویزید که باشد و کجاست و چه چیز است؟ و من مدتی است تا بایزید را جستم و نیافتم.» چون آن کس بازگشت و حال با ذوالنون بگفت، گفت: «اخی بویزید رحمه الله علیه ذهب فی الذاهبین الی الله.»
انتخابشده - 15
یکی به نزدیک جنید رضی الله عنه آمد و گفت: «یک زمان به من حاضر شو تا سخنی چند با تو بگویم.» جنید گفت: «ای جوانمرد، تو از من چیزی می طلبی که ازدیرباز من همان می طلبم، سالهاست تا می خواهم که یک نفس به خود حاضر باشم می نتوانم. اندر این ساعت به تو حاضر چون توانم بود؟»
# - 16
پس اندر غیبت وحشت حجاب باشد و اندر حضور راحت کشف و اندر همه احوال کشف نه چون حجاب باشد و اندر این معنی شیخ ابوسعید گوید، رحمه الله علیه:
# - 17
تقشع غیم الهجر عن قمر الحب
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «الکلام فی الغیبه و الحضور» است.