مصرع نخست · شماره 12
فلئن غیبک التعظیم عن لحظ عیانی
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
پس چون فعلی ظاهر گردد بر آدمی نه ازجنس افعال آدمیان، لامحاله فاعل آن حق بود جل و علا و اعجاز و کرامات جمله بدین مقرون بود. پس افعال معتاد، جمله تفرقه باشد و ناقض عادت جمع؛ از آن چه یک شب به قاب قوسین شدن معتاد نیست و آن جز فعل حق نباشد و از آتش ناسوختن معتاد نیست و آن جز فعل حق نیست. پس حق تعالی انبیا و اولیای خود را این کرامات بداد و فعل خود را بدیشان اضافت کرد و از آن ایشان را به خود. چون فعل دوستان فعل وی بود و بیعت ایشان بیعت وی بود و طاعت ایشان طاعت وی بود، گفت؛ عز من قائل: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله(۱۰/الفتح)»، و نیز گفت: «ومن یطع الرسول فقد اطاع الله (۸۰/النساء).» پس مجتمع باشند اولیای وی به اسرارو مفترق به اظهار معاملت؛ تا به اجتماع اسرار دوستی محکم بود و به افتراق اظهار، اقامت عبودیت صحیح؛ چنان که یکی گوید از کبرای مشایخ، اندر حال جمع، رضی الله عنه:
# - 10
قد تحققت بسری فتناجاک لسانی
# - 11
واجتمعنا لمعان وافترقنا لمعانی
# - 12
فلئن غیبک التعظیم عن لحظ عیانی
انتخابشده - 13
فلقد صیرک الوجد من الاحشاء دانی
# - 14
اجتماع اسرار را جمع گفته است و مناجات زیان را تفرقه و آنگاه جمع و تفرقه هر دو اندر خود نشان کرده است و قاعدۀ آن خود را نهاده و این سخت لطیف است.
# - 15
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «الکلام فی الجمع و التفرقه» است.