نثر · شماره 2
و این تعطیل محض باشد؛ از آن چه تا امکان معاملت و توانایی کسب بود و مجاهدت بود، هرگز آن از بنده ساقط نشود؛ از آن چه جمع از تفرقه جدا نیست، چون نور از آفتاب و عرض از جوهر و صفت از موصوف. پس مجاهدت از هدایت و شریعت از حقیقت و یافت از طلب جدا نباشد؛ اما باشد که مجاهدت مقدم بود و باشد که موخر. آن را که مجاهدت مقدم بود بر وی مشقت زیادت بود؛ از آن چه در غیبت بود و آن را که مجاهدت موخر بود بر وی رنج و کلفت نبود؛ از آن چه در حضرت بود و آن را که نفی مشرب اعمال نفی عین عمل نماید بر غلطی عظیم باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
ماند این جا خلافی که هست میان ما و میان گروهی که گویند: «اظهار جمع نفی تفرقه باشد؛ از آن چه هر دو متضادند که چون سلطان هدایت مستولی شد ولایت کسب و مجاهدت ساقط شود.»
# - 2
و این تعطیل محض باشد؛ از آن چه تا امکان معاملت و توانایی کسب بود و مجاهدت بود، هرگز آن از بنده ساقط نشود؛ از آن چه جمع از تفرقه جدا نیست، چون نور از آفتاب و عرض از جوهر و صفت از موصوف. پس مجاهدت از هدایت و شریعت از حقیقت و یافت از طلب جدا نباشد؛ اما باشد که مجاهدت مقدم بود و باشد که موخر. آن را که مجاهدت مقدم بود بر وی مشقت زیادت بود؛ از آن چه در غیبت بود و آن را که مجاهدت موخر بود بر وی رنج و کلفت نبود؛ از آن چه در حضرت بود و آن را که نفی مشرب اعمال نفی عین عمل نماید بر غلطی عظیم باشد.
انتخابشده - 3
و روا باشد که بنده به درجتی رسد که کل اوصاف محمود خود را به چشم عیب نگرد و ناقص بیند. چون اوصاف محمود خود را معیوب و معلول بیند باید که تا اوصاف مذموم معیوب تر باشد و این بدان آوردم که قومی را از جهال اندر این معنی غلطی افتاده است که آن مقرون بیگانگی باشد؛ بدانچه گویند: «از یافت هیچ چیز اندر جهد ما نبسته است و افعال و طاعت ما معیوب است و مجاهدات ما ناقص. ناکرده اولی تر از کرده.»
# - 4
گوییم با ایشان که: کردار ما را می فعل نهید و نهیم باتفاق، و افعال را محل علت و منبع آفت، لامحاله ناکرده را هم فعل باید نهاد. چون هر دو فعل آمد و فعل محل علت، پس چرا ناکرده از کرده اولی تر دانند؟ و این خسرانی ظاهر و غبنی فاحش است. پس این فرقی آمد نیکو میان کفرو ایمان؛ از آن چه مومن و کافر متفق اند که افعال ایشان محل علت است، پس مومن به حکم فرمان، کرد از ناکرد اولی تر داند و کافر به حکم نافرمانی، ناکرد از کرد اولی تر داند.
# - 5
پس جمع آن بود که اندر رویت آفت تفرقه، حکم تفرقه ازوی ساقط نگردد و تفرقه آن که اندر حجاب جمع تفرقه را جمع داند. و اندر این معنی مزین کبیر گوید رحمه الله علیه: «الجمع الخصوصیه و التفرقه العبودیه، موصول احدهما بالآخر غیر مفصول عنه.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «فصل» است.