مصرع نخستِ میانی · شماره 14
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
و در جمله من که علی بن عثمان الجلابی ام، می گویم که: اندر ابتدای این فصل بگفتم که: توحید حکم کردن بود بروحدانیت چیزی، و حکم جز به علم نتوان کرد. پس اهل سنت حکم کردند بر یگانگی خداوند تعالی به تحقیق؛ از آن چه صنعی لطیف دیدند و فعلی بدیع با اعجوبه و لطیفۀ بسیار. نظر کردند، بودن آن صنایع به خود محال داشتند و اندر هر چیزی علامات حدث ظاهر یافتند. لامحاله فاعلی بایستی تا مر آن را از عدم به وجودآرد؛ یعنی عالم را با زمین و آسمان و آفتاب و ماه و بر و بحر و کوه و صحرا با چندین صور و حرکات و سکنات و علم و نطق و موت و حیات ایشان. پس این جمله را از صانعی چاره نبود و از دو سه مستغنی بودند، یک صانع کامل حی علیم عالم قادر و مختار از شریکی با شرکای دیگر بی نیاز. چون فعل را از یک فاعل چاره نباشد و وجود دو فاعل مر یک فعل را احتیاج نه، ولامحاله باید تا یکی باشد.
# - 12
و این خلاف با ما ثنویان کردند به اثبات نور و ظلمت، و گبرکان به اثبات یزدان و اهرمن و طبایعیان به اثبات طبع و قوت، و افلاکیان به اثبات هفت کواکب و معتزلیان به اثبات خالقان و صانعان بی نهایت و من رد جمله را دلیلی کوتاه بگفتم و این کتاب جای اثبات کردن ترهات آن طوایف نیست و طالب این علم را این مساله از کتابی مطول تر باید طلبید که کرده ام و آن را الرعایه لحقوق الله، تعالی نام کرده ام و یا اندر کتب مقدمان اصول، رضی الله عنهم.
# - 13
اکنون باز گردم به رموزی که مشایخ گفته اند اندر توحید. بتوفیق الله، تعالی.
# - 14
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «کشف الحجاب الثانی فی التوحید» است.