کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 8

پس باید که طهارت ظاهر موافق طهارت سر بود؛ یعنی چون دست بشوید باید که دل از دوستی دنیا بشوید و چون استنجا کند، چنان که از نجاست ظاهر نجات جست از دوستی غیر به باطن نجات جوید و چون آب اندر دهان کند باید که دهان از ذکر غیر خالی گرداند و چون استنشاق کند باید که بوی شهوت ها بر خود حرام کند و چون روی بشوید باید که از جملۀ مالوفات یکبارگی اعراض کند و به حق اقبال کند و چون دست بشوید باید که تصرف از جملۀ نصیب های خود منقطع گرداند و چون مسح سر کند باید که امور خود به حق تسلیم کند و چون پای بشوید باید که نیز جز بر حق فرمان خدای تعالی نیت اقامت نکند تا هر دو طهارت وی را حاصل آید؛ که جملۀ امور شرعی ظاهر به باطن پیوسته است. چون ایمان قول زبان ظاهر و تصدیق به دل باطن، حقیقت نیت به دل و احکام طاعت بر تن پس طریق طهارت دل تفکر و تدبر بود اندر آفت دنیا و دیدن آن که دنیا سرای غدار است و محل فنا، دل از آن خالی نشود جز به مجاهدت بسیار و مهمترین مجاهدت ها حفظ آداب ظاهر است و ملازمت بر آن اندر همه احوال.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    و ابویزید گفت، رضی الله عنه: «نفاق العارفین افضل من اخلاص المریدین.»

    #
  2. 6

    نفاق رسیدگان فاضل تر از اخلاص طالبان؛ یعنی آن چه مرید را مقام باشد کامل را حجاب باشد مرید را همت آن که کرامات یابد و کامل را همت آن که مکرم یابد.

    #
  3. 7

    و در جمله اثبات کرمات مر اهل حق را نفاق نماید؛ از آن چه آن معانقۀ غیر باشد. پس آفت دوستان خدای، نجات جمله اهل معصیت بود از معصیت و آفت اهل معصیت، نجات جمله اهل ضلالت از ضلالت؛ که اگر کافران بدانندی که معصیت ایشان ناپسند خدای عز و جل است، چنان که عاصیان دانند، جمله از کفرنجات یابندی و اگر عاصیان بدانندی که جملۀ معاملات ایشان محل علت است، چنان که دوستان دانند جمله از معصیت نجات یابندی و از همه آفات طاهر شوندی.

    #
  4. 8

    پس باید که طهارت ظاهر موافق طهارت سر بود؛ یعنی چون دست بشوید باید که دل از دوستی دنیا بشوید و چون استنجا کند، چنان که از نجاست ظاهر نجات جست از دوستی غیر به باطن نجات جوید و چون آب اندر دهان کند باید که دهان از ذکر غیر خالی گرداند و چون استنشاق کند باید که بوی شهوت ها بر خود حرام کند و چون روی بشوید باید که از جملۀ مالوفات یکبارگی اعراض کند و به حق اقبال کند و چون دست بشوید باید که تصرف از جملۀ نصیب های خود منقطع گرداند و چون مسح سر کند باید که امور خود به حق تسلیم کند و چون پای بشوید باید که نیز جز بر حق فرمان خدای تعالی نیت اقامت نکند تا هر دو طهارت وی را حاصل آید؛ که جملۀ امور شرعی ظاهر به باطن پیوسته است. چون ایمان قول زبان ظاهر و تصدیق به دل باطن، حقیقت نیت به دل و احکام طاعت بر تن پس طریق طهارت دل تفکر و تدبر بود اندر آفت دنیا و دیدن آن که دنیا سرای غدار است و محل فنا، دل از آن خالی نشود جز به مجاهدت بسیار و مهمترین مجاهدت ها حفظ آداب ظاهر است و ملازمت بر آن اندر همه احوال.

    انتخاب‌شده
  5. 9

    از ابراهیم خواص رحمهالله علیه می آید که گفت: «مرا از خدایتعالی عمر ابد می باید اندر دنیا، تا همه خلق اندر نعمت دنیا مشغول گردند و خدمت حق فراموش کنند و من اندر بلای دنیا به حفظ آداب شریعت قیام کنم و حق را یاد دارم.»

    #
  6. 10

    و می آید که بوطالب حرمی چهل سال به مکه مجاور بود،اندر مکه طهارت نکرد هر بار از مکه به طهارت بیرون آمدی گفتی: «زمینی را که خداوند تعالی به خود اضافت کرده است، من کراهیت دارم که آب مستعمل من بر آن زمین ریزد.»

    #
  7. 11

    و از ابراهیم خواص رحمه الله علیه می آید که: وی اندر جامع ری مبطون بود. اندر یک شبانروز شصت غسل بکرده بود. آخر وفاتش در میان آب بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «کشف الحجاب الرابع فی الطهاره» است.