کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 16

و از ابویزید رحمه الله علیه می آید که گفت: هرگاه که اندیشۀ دنیا بر دلم گذر کند طهارتی بکنم و چون اندیشۀ عقبی گذرد غسلی؛ از آن چه دنیا محدث است اندیشۀ آن حدث باشد و عقبی محل غیبت و آرام با آن جنابت. پس از حدث طهارت واجب شود و ازجنابت غسل.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    از سفیان ثوری می آید رحمه الله علیه که: مر یک نماز را شصت بار طهارت کرده بود، اندر بیماری در حال بیرون رفتن از دنیا. گفت: «تا چون فرمان اندر آید من طاهر باشم.»

    #
  2. 14

    گویند شبلی رحمه الله علیه روزی طهارت کرد به قصد آن که به مسجد اندر آید از هاتفی شنید که: «ظاهر شستی، صفای باطن کجاست؟» گفتا: بازگشتم و همه ملک و میراث بدادم و یک سال جز بدان مقدار جامه که نماز بدان روا بود نپوشیدم آنگاه به نزدیک جنید آمدم. وی گفت، رضی الله عنه: «یا بابکر، این سخت سودمند طهارتی بود که کردی. خدای تو را پیوسته طاهر داراد.» گفت: از پس آن هرگز بی طهارت نبود؛ تا حدی که چون از دنبا بخواست رفتن طهارتش را نقض افتاد. اشارت به مریدی کرد که: مرا طهارتی ده. مرید وی را طهارت داد و تخلیل محاسن فراموش کرد. وی رادر آن حال زبان نبود که سخن گفتی. دست آن مرید بگرفت و به محاسن خوداشارت فرمودتا تخلیل کرد.

    #
  3. 15

    از وی می آید که گفت: من هیچ وقتی ادبی ترک نکرده ام از آداب طهارت که نه در باطنم بندی پدیدار آمد.

    #
  4. 16

    و از ابویزید رحمه الله علیه می آید که گفت: هرگاه که اندیشۀ دنیا بر دلم گذر کند طهارتی بکنم و چون اندیشۀ عقبی گذرد غسلی؛ از آن چه دنیا محدث است اندیشۀ آن حدث باشد و عقبی محل غیبت و آرام با آن جنابت. پس از حدث طهارت واجب شود و ازجنابت غسل.

    انتخاب‌شده
  5. 17

    و ازشبلی می آید رحمه الله علیه که: روزی طهارت کرد. چون اندر مسجد آمد به سرش ندا کردند که: «یا بابکر، طهارت آن داری که بدین بستاخی به خانۀ ما خواهی آمد؟» این بشنید بازگشت. ندا آمد که: «از درگاه ما می بازگردی، کجا خواهی شد؟» گفتا: نعره ای بزد، ندا آمد که: «بر ما می شناعت کنی؟» بر جای خموش بیستاد ندا آمد که: «دعوی تحمل بلای ما می کنی؟» فریاد برآورد که: «المستغاث بک منک.»

    #
  6. 18

    و مشایخ این قصه را رحمهم الله اندر تحقیق طهارت سخن بسیار است و مریدان را مداومت طهارت ظاهر و باطن فرموده اند و قصدشان به درگاه حق بود. چون کسی به ظاهر قصد خدمت کند باید که به ظاهر طهارت کند و چون به باطن قصد قربت کند باید که طهارت باطن کند. طهارت ظاهر به آب و از آن باطن به توبه و رجوع کردن به درگاه حق، تعالی.

    #
  7. 19

    کنون من حکم توبه و متعلقاتش را بشرح بیارم تا حقیقت آن تو را معلوم گردد ان شاء الله.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «کشف الحجاب الرابع فی الطهاره» است.