کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

استاد ابوالقاسم قشیری رحمه الله علیه گوید: «المحبه محو المحب بصفاته و اثبات المحبوب بذاته.»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و مشایخ این طایفه را اندر تحقیق دوستی رموز بیش از آن است که مر آن را احصا توان کرد و من لختی از گفته های ایشان بیارم تا وجه تبرک به جای آورده باشم.

    #
  2. 2

    استاد ابوالقاسم قشیری رحمه الله علیه گوید: «المحبه محو المحب بصفاته و اثبات المحبوب بذاته.»

    انتخاب‌شده
  3. 3

    محبت آن بود که محب کل اوصاف خود را اندر حق طلب محبوب خود نفی کند مر اثبات ذات حق را؛ یعنی چون محبوب باقی بود محب فانی باید؛ که غیرت دوستی بقای محب را نفی کند تا ولایت مطلق وی را گردد و فنای صفت محب جز به اثبات ذات محبوب نباشد و روا نباشد که محب به صفت خود قایم بود؛ که اگر به صفت خود قایم بودی از جمال محبوب بی نیاز بودی. چون می داند که حیاتش به جمال محبوب است طالب نفس اوصاف خود باشد بضرورت؛ از آن چه معلوم وی است که با بقای صفت خود از محبوب محجوب است. پس از دوستی دوست دشمن خود گشته است.

    #
  4. 4

    و معروف است که چون حسین بن منصور را رحمهاللهبر دار کردند آخرین سخنان وی این بود: «حسب الواجد افراد الواحد له.»

    #
  5. 5

    و محب را آن بسنده باشد که هستی او از راه دوستی پاک گردد و ولایت نفس اندر وجد وی برسد و متلاشی شود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «فصل» است.