نثر · شماره 17
درویشی را از متاخران سلطان ششصد درم سنگ زر ساو فرستاد که: «این به گرمابه بده.» وی به گرمابه شد. تمام به گرمابه بان داد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
و از پیغمبر علیه السلام می آید که: دو من مشک او را ملک حبشه بفرستاد. وی بیکبار اندر آب کرد و بر خود مالید.
# - 15
و از انس می آید که: مردی به نزدیک پیغمبر علیه السلام آمد و پیغمبر وی را یک وادی میان دو کوه پر گوسفند بخشید چون وی به قوم خود بازگشت، گفت: «یا قوماه، مسلمان شوید که محمد عطای کسی می بخشد که وی ازدرویشی نترسد.»
# - 16
و هم انس روایت کند که: پیغمبر را صلی الله علیه و سلم هشتاد هزار درم بیاوردند. بر گلیمی ریخت تا همه بنداد از جای برنخاست. علی رضی الله عنه گوید: «من نگاه کردم اندر آن حال سنگی بر شکم بسته بود از گرسنگی.»
# - 17
درویشی را از متاخران سلطان ششصد درم سنگ زر ساو فرستاد که: «این به گرمابه بده.» وی به گرمابه شد. تمام به گرمابه بان داد.
انتخابشده - 18
و پیش از این در باب ایثار اندر مذهب نوریان اندر این معنی کلماتی گفته ایم بر این اختصار کردیم. والله اعلم.
# - 19
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «باب الجود و السخاء» است.