نثر · شماره 16
خلق با این خلاف بماندند و آن چه بهتر بایست وی از میانه ببرد. اما آن چه گفت: «دیدمش»، عبارت از چشم سر کرد و آن چه گفت: «ندیدم»، بیان از چشم سر. یکی از این دو، اهل باطن بودند و یکی اهل ظاهر. سخن با هر یک براندازۀ روزگار وی گفت. پس چون سر دید اگر واسطه چشم نباشد چه زیان؟
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
شبلی گفت: رحمه الله علیه: «اللهم اخبا الجنه و النار وفی خبایا غیبک حتی تعبد بغیر واسطه.»
# - 14
بار خدایا، بهشت و دوزخ را به خبایای غیب خویش پنهان کن و یاد آن از دل خلق بزدای و بمحاو ای فراموش گردان تا تو را از برای آن نپرستند. چون اندر بهشت طبع را نصیب است امروز به حکم یقین غافل عبادت از برای آن می کند چون دل را از محبت نصیب نیست غافل را، لامحاله از مشاهدت محجوب باشد.
# - 15
و مصطفی صلی الله علیه و سلم از شب معراج مر عایشه را خبر داد که: «حق را ندیدم.» و ابن عباس رضی الله عنهما روایت کند که: «رسول علیه السلام مرا گفت: حق را بدیدم.»
# - 16
خلق با این خلاف بماندند و آن چه بهتر بایست وی از میانه ببرد. اما آن چه گفت: «دیدمش»، عبارت از چشم سر کرد و آن چه گفت: «ندیدم»، بیان از چشم سر. یکی از این دو، اهل باطن بودند و یکی اهل ظاهر. سخن با هر یک براندازۀ روزگار وی گفت. پس چون سر دید اگر واسطه چشم نباشد چه زیان؟
انتخابشده - 17
و جنید گفت رحمه الله علیه که: «اگر خداوند مرا گوید که: مرا ببین، گویم: نبینم؛ که چشم اندر دوستی، غیر بود و بیگانه و غیرت غیریت مرا از دیدار می باز دارد؛ که اندر دنیا بی واسطۀ چشم می دیدمش.»
# - 18
انی لاحسد ناظری علیکا
# - 19
فاغض طرفی اذ نظرت الیکا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «باب المشاهدات» است.