نثر · شماره 21
آن پیر را گفتند: «خواهی تا خداوند را ببینی؟» گفتا: «نه.» گفتند: «چرا؟» گفت: «چون موسی بخواست ندید و محمد نخواست بدید.» پس خواست ما حجاب اعظم ما بود از دیدار حق، تعالی؛ از آن چه وجود ارادت اندر دوستی مخالفت بود و مخالفت حجاب باشد و چون ارادت اندر دنیا سپری شد مشاهدت حاصل آمد و چون مشاهدت ثبات یافت دنیا چون عقبی بود و عقبی چون دنیا.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 18
انی لاحسد ناظری علیکا
# - 19
فاغض طرفی اذ نظرت الیکا
# - 20
دوست را خود از دیده دریغ دارند؛ که دیده بیگانه باشد.
# - 21
آن پیر را گفتند: «خواهی تا خداوند را ببینی؟» گفتا: «نه.» گفتند: «چرا؟» گفت: «چون موسی بخواست ندید و محمد نخواست بدید.» پس خواست ما حجاب اعظم ما بود از دیدار حق، تعالی؛ از آن چه وجود ارادت اندر دوستی مخالفت بود و مخالفت حجاب باشد و چون ارادت اندر دنیا سپری شد مشاهدت حاصل آمد و چون مشاهدت ثبات یافت دنیا چون عقبی بود و عقبی چون دنیا.
انتخابشده - 22
ابویزید گوید، رحمه الله علیه: «ان لله عبادا لو حجبوا عن الله فی الدنیا و الآخره لارتدوا.»
# - 23
خداوند را تعالی بندگان اند که اگر در دنیا و عقبی به طرفه العینی از وی محجوب گردند مرتد شوند، ای پیوسته مر ایشان را به دوام مشاهدت می پرورد و به حیات محبتشان زنده می دارد و لامحاله چون مکاشف محجوب گردد مطرود شود.
# - 24
ذوالنون گوید، رحمه الله: روزی در مصر می گذشتم. کودکانی را دیدم که سنگ بر جوانی می انداختند. گفتم: «از وی چه می خواهید؟» گفتند: «دیوانه است.» گفتم: «چه علامت دیوانگی بر وی پدید می آید؟» گفتند: «میگوید که: من خداوند را می بینم.» گفتم: «ای جوانمرد، این تو می گویی یا بر تو می گویند؟» گفتا: «نه، که من می گویم؛ که اگر یک لحظه من حق را نبینم و محجوب باشم طاعت ندارمش.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 21 از «باب المشاهدات» است.