کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

پس شرط آداب اکل آن است که تنها نخورند و ایثار کنند مر یک دیگر را؛ لقوله، علیه السلام: «شر الناس من اکل وحده وضرب عبده ومنع رفده.» چون بر سفره نشینند خاموش نباشند و ابتدا به نام خدای کنند و حدیثی نگویند از نهاد و برداشت که اصحاب را از آن کراهیت آید و لقمۀ اول بر نمک زنند و مر رفیق خود را انصاف دهند.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    و اندر حکایات یافتم که: ابویزید را رضی الله عنه پرسیدند که: «چرا تو مدح گرسنگی بسیار گویی؟» گفت: «آری، اگر فرعون گرسنه بودی، هرگز انا ربکم الاعلی (۲۴/النازعات) نگفتی و اگر قارون گرسنه بودی باغی نگشتی؛ و ثعلبه تا گرسنه بود به همه زبان ها ستوده بود، چون سیر شد نفاق ظاهر کرد.» و قال الله تعالی: «والذین کفروا یتمتعون و یاکلون کما تاکل الانعام و النار مثوی لهم(۱۲/محمد).»

    #
  2. 5

    و سهل بن عبدالله رضی الله عنه گفت: «شکم پر از خمر حرام دوست تر دارم که پر از طعام حلال.» گفتند: «چرا؟» گفت: «از برای آن که چون شکم پر از خمرم بود، عقل بیارامد و آتش شهوت بمیرد و خلق از دست و زبان وی ایمن شوند؛ اما چون پر طعام حلال بود فضول آرزو کند و شهوت قوت گیرد و نفس به طلب نصیب های خود سر برآرد.»

    #
  3. 6

    و گفته اند مشایخ در صفت ایشان که: «اکلهم کاکل المرضی و نومه کنوم الغرقی. خوردنشان چون از آن بیماران بود و خوابشان چون خواب غرقه شدگان.»

    #
  4. 7

    پس شرط آداب اکل آن است که تنها نخورند و ایثار کنند مر یک دیگر را؛ لقوله، علیه السلام: «شر الناس من اکل وحده وضرب عبده ومنع رفده.» چون بر سفره نشینند خاموش نباشند و ابتدا به نام خدای کنند و حدیثی نگویند از نهاد و برداشت که اصحاب را از آن کراهیت آید و لقمۀ اول بر نمک زنند و مر رفیق خود را انصاف دهند.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    و سهل بن عبدالله را پرسیدند از معنی «ان الله یامر بالعدل و الاحسان (۹۰/ النحل).» گفت: «عدل آن بود که انصاف رفیق اندر لقمه بدهد و احسان آن که وی را بدان لقمه اولی تر از خود داند.»

    #
  6. 9

    و شیخ من رضی الله عنه گفتی که: «عجب دارم از آن مدعی که گوید من به ترک دنیا گفته ام، و اندر اندیشۀ لقمه باشد.»

    #
  7. 10

    آنگاه باید که طعام به دست راست خورد و جز اندر لقمۀ خود ننگرد ودر طعام خوردن آب کمتر خورد مگر اندر حال تشنگی صادق و چون بخورد اندک خورد چندان که جگرتر شود و لقمه بزرگ نکند و خرد بخاید و شتاب نکند؛ که از این چیزها بیم تخمه ها بود و مخالفت سنت و چون از طعام فارغ شود حمد گوید و دست بشوید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «باب آدابهم فی الاکل» است.