کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 6

و تعلق این مساله به صحوصحو سکر است و سخن اندر آن به تمامی گفته ام اما عجب آن است که جنید رضی الله عنه صاحب صحوصحو بود این جا قوت مر سکر را کرده است و مانا که اندر آن وقت مغلوب بوده است و ناطق بر زبانش وقت بوده است و نیز روا باشد که بر ضد این بوده است؛ که خواب خود عین صحوصحو باشد و بیداری عین سکر؛ از آن چه خواب صفت آدمیت است و تا آدمی اندر مظلۀ اوصاف خود باشد به صحوصحو منسوب باشد و ناخفتن صفت حق است و چون آدمی از صفت خود فراتر شود مغلوب باشد.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    و به نزدیک گروهی روا باشد که مرید به اختیار بخسبد و اندر خواب تکلف بکند از پس آن که حق امور به جای آورده باشد؛ لقوله، علیه السلام: «رفع القلم عن ثلاث: عن النائم حتی ینتبه و عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق.» و چون از خفته قلم برداشته باشند تا آنگاه که بیدار گردد و خلق از بد او ایمن شده باشند و اختیار وی از وی کوتاه شده باشد و نفسش از مرادات معزول گشته و کراما کاتبین از نبشتن بیاسوده و زبانش از دعاوی فرو بسته و از دروغ و غیبت بازمانده و از کل معاصی منقطع گشته، «لایملک لنفسه ضرا ولانفعا و لاموتا ولا حیاتا و لانشورا»؛ کما قال ابن عباس رضی الله عنهما: «لاشیء اشد علی ابلیس من نوم العاصی، فاذا نام العاصی یقول: متی ینتبه و یقوم حتی یعصی الله؟»

    #
  2. 4

    و این خلاف جنید راست با علی بن سهل الاصفهای رحمه الله علیهما و اندر این معنی نامه ای نیک لطیف است که علی به جنید نبشت و آن مسموع من است. و علی بن سهل گوید که مقصود از این آن است اندر این نامه که:«خواب غفلت است و قرار اعراض. باید که محب را روز و شب خواب و قرار نباشد؛ که اگر بغنود اندر آن حال از مقصود بماند و مفقود از خود و از روزگار خود غافل بود و از حق تعالی بازماند؛ چنان که خداوند تعالی وحی فرستاد به داود علیه السلام و گفت: کذب من ادعی محبتی فاذا جنه اللیل نام عنی. دروغ گفت آن که دعوی محبت من کرد و چون شب درآمد بخفت و از دوستی من بپرداخت.»

    #
  3. 5

    و جنید می گوید رحمه الله علیه اندر جواب آن نامه که: «بیداری ما معاملت ماست اندر راه حق، و خواب ما فعل حق برما. پس آن چه بی اختیار ما بود از حق به ما تمام تر از آن بود که به اختیار ما بود از ما به حق. و النوم موهبه من الله تعالی علی المحبین و آن عطائی بود ازحق تعالی بر دوستان.»

    #
  4. 6

    و تعلق این مساله به صحوصحو سکر است و سخن اندر آن به تمامی گفته ام اما عجب آن است که جنید رضی الله عنه صاحب صحوصحو بود این جا قوت مر سکر را کرده است و مانا که اندر آن وقت مغلوب بوده است و ناطق بر زبانش وقت بوده است و نیز روا باشد که بر ضد این بوده است؛ که خواب خود عین صحوصحو باشد و بیداری عین سکر؛ از آن چه خواب صفت آدمیت است و تا آدمی اندر مظلۀ اوصاف خود باشد به صحوصحو منسوب باشد و ناخفتن صفت حق است و چون آدمی از صفت خود فراتر شود مغلوب باشد.

    انتخاب‌شده
  5. 7

    و من دیدم گروهی از مشایخ که خواب را بر بیداری می فضل نهادند بر موافقت جنید؛ از آن چه نمود اولیا و بزرگان و بیشتر از پیغمبران صلوات الله علیهم و رضی عنهم به خواب پیوسته است؛ لقوله، علیه السلام: «ان الله یباهی بالعبد الذی نام فی سجوده، و یقول: انظروا ملائکتی الی عبدی و روحه فی محل النجوی و بدنه علی بساط العباده. خدای عز و جل مباهات کند به بنده ای که اندر سجود بخسبد. گوید مر فریشتگان را: بنگرید اند آن بندۀ من، جانش با من اندر راز گفتن است و تنش بر بساط عبادت.» و قوله، علیه السلام: «من نام علی طهاره یوذن لروحه ان یطوف بالعرش و یسجد لله، تعالی. هر که بر طهارت بخسبد جان وی را دستوری دهند که: برو و عرش را طواف کن و خداوند را تعالی و تقدس سجده کن.»

    #
  6. 8

    و اندر حکایات یافتم که شاه شجاع کرمانی چهل سال بیدار بود. چون شبی بخفت خداوند را تعالی در خواب دید از پس آن هر شب بختفی امید آن را. و اندر این معنی قیس عامری گویدرحمه الله:

    #
  7. 9

    وانی لاستنعس و ما بی نعسه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «باب نومهم فی السفر و الحضر» است.