نثر · شماره 10
و یکی گوید از مشایخ، رحمهم الله: «السماع تنبیه الاسرار لما فیها من المغیبات.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
ظاهر سماع فتنه است و باطنش عبرت است آن که اهل اشارت است مر او را سماع عبرت حلال باشد و الا آن دیگر طلب فتنه است و تعلق به بلا؛ یعنی آن را که کلیت دلش مستغرق حدیث حق نیست سماع بلای وی است و آفتگاه وی.
# - 8
و ابوعلی رودباری گوید رحمه الله علیه در جواب سوال مردی که او را از سماع پرسید: «لیتنا تخلصنا منه راسا براس.»
# - 9
کاشکی ما از این سماع سر به سر برهیمی؛ از آن که آدمی در گزاردن حق همه چیزها عاجز است، و چون حق چیزی فوت شود بنده به تقصیر خود ببیند و چون تقصیر خود بدید کاشکی برهدی.
# - 10
و یکی گوید از مشایخ، رحمهم الله: «السماع تنبیه الاسرار لما فیها من المغیبات.»
انتخابشده - 11
سماع پیدا کردن سرهاست از چیزهایی که غیبت واجب کند، تا بدان پیوسته حاضر باشد به حق؛ که غیبت اسرار مر مدعیان را نکوهیده ترین اوصاف باشد؛ از آن چه دوست به دوست اگرچه غایب بود حاضر بود؛ که چون غیبت آمد دوستی برخاست.
# - 12
و شیخ من گوید، رضی الله عنه: «السماع زاد المضطرین، فمن وصل استغنی عن السماع.»
# - 13
سماع توشۀ بازماندگان است، هر که رسید ورا به سماع حاجت نیاید؛ از آن چه اندر محل وصل حکم سمع معزول بود؛ که سمع مر خیر را باید و خیر از غایب کنند. چون معاینه شد سماع متلاشی شود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «فصل» است.