نثر · شماره 11
سماع پیدا کردن سرهاست از چیزهایی که غیبت واجب کند، تا بدان پیوسته حاضر باشد به حق؛ که غیبت اسرار مر مدعیان را نکوهیده ترین اوصاف باشد؛ از آن چه دوست به دوست اگرچه غایب بود حاضر بود؛ که چون غیبت آمد دوستی برخاست.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
و ابوعلی رودباری گوید رحمه الله علیه در جواب سوال مردی که او را از سماع پرسید: «لیتنا تخلصنا منه راسا براس.»
# - 9
کاشکی ما از این سماع سر به سر برهیمی؛ از آن که آدمی در گزاردن حق همه چیزها عاجز است، و چون حق چیزی فوت شود بنده به تقصیر خود ببیند و چون تقصیر خود بدید کاشکی برهدی.
# - 10
و یکی گوید از مشایخ، رحمهم الله: «السماع تنبیه الاسرار لما فیها من المغیبات.»
# - 11
سماع پیدا کردن سرهاست از چیزهایی که غیبت واجب کند، تا بدان پیوسته حاضر باشد به حق؛ که غیبت اسرار مر مدعیان را نکوهیده ترین اوصاف باشد؛ از آن چه دوست به دوست اگرچه غایب بود حاضر بود؛ که چون غیبت آمد دوستی برخاست.
انتخابشده - 12
و شیخ من گوید، رضی الله عنه: «السماع زاد المضطرین، فمن وصل استغنی عن السماع.»
# - 13
سماع توشۀ بازماندگان است، هر که رسید ورا به سماع حاجت نیاید؛ از آن چه اندر محل وصل حکم سمع معزول بود؛ که سمع مر خیر را باید و خیر از غایب کنند. چون معاینه شد سماع متلاشی شود.
# - 14
و حصری گوید، رحمه الله علیه: «ایش اعمل بالسماع ینقطع اذا قطع ممن نسمع منه؟ ینبغی ان یکون سماعک متصلا غیر منقطع.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «فصل» است.