مصرع نخست · شماره 9
و جنید رضی الله عنه می گوید که: «دیدم درویشی را که اندر سماع جان بداد.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
و معروف است که جنید را مریدی بوده است که اندر سماع اضطراب بسیار کردی و درویشان بدان مشغول شدندی پیش شیخ رضی الله عنهشکایت کردند. وی را گفت: «بعد از این اگر اندر سماع اضطراب کنی نیز من با تو صحبت نکنم.» بومحمد جریری گوید: «در سماعی من اندر وی نگاه می کردم. لب بر هم نهاده بود و خاموش می بود تا از هر مویی از اندام وی چشمه ای بگشاد تا هوش از وی بشد و یک روز بیهوش بود. پس من ندانم تا وی اندر سماع درست تر بود، یا حرمت پیر بر دلش قوی تر.»
# - 7
و گویند که مریدی اندر سماع نعره ای بزد. پیر ورا گفت: «خاموش.» وی سر بر زانو نهاد و چون نگاه کردند مرده بود.
# - 8
و از شیخ بومسلم فارس بن غالب الفارسی رضی عنه شنیدم که گفت: «درویشی اندر سماع اضطرابی می کرد یکی دست بر سر وی نهاد که: بنشین. نشستن همان بود و رفتن از دنیا همان.
# - 9
و جنید رضی الله عنه می گوید که: «دیدم درویشی را که اندر سماع جان بداد.»
انتخابشده - 10
و دقی روایت کند از دراج که او گفت: من با ابن الفوطی بر لب دجله می رفتیم میان بصره و ابله. به کوشکی فرا رسیدیم نیکو. مردی بر آن در نشسته بود و کنیزکی در پیش او نشسته که وی را می غنا کرد و می گفت:
# - 11
فی سبیل الله ود
# - 12
کان منی لک یبذل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «فصل» است.