کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 1

بدان که خرقه کردن جامه اندر میان این طایفه معتاد است و اندر مجمع های بزرگ که مشایخ بزرگ رضی عنهم حاضر بودند این کرده اند. و من از علما دیدم گروهی که بدان منکر بودند و گفتند که: «روا نباشد جامۀ درست پاره کردن و آن فساد بود.»

چهرهٔ هجویریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    بدان که خرقه کردن جامه اندر میان این طایفه معتاد است و اندر مجمع های بزرگ که مشایخ بزرگ رضی عنهم حاضر بودند این کرده اند. و من از علما دیدم گروهی که بدان منکر بودند و گفتند که: «روا نباشد جامۀ درست پاره کردن و آن فساد بود.»

    انتخاب‌شده
  2. 2

    و این محال است. فسادی که مراد از آن صلاح باشد سهل بود و همه کسان نیز جامۀ درست ببرند و بدوزند؛ چنان که معهود است و هیچ فرق نباشد میان آن که جامه ای به صد پاره کنند وبر هم دوزند و میان آن که به پنج پاره کنند واندر هر پاره ای از آن خرقه راحت دل مومنی است و قضای حاجتی که از آن وی بر مرقعه دوزند.

    #
  3. 3

    و هرچند که جامه خرقه کردن را اندر طریقت هیچ اصلی نیست و البته اندر سماع در حالت صحت نشاید کرد؛ که آن جز به اسراف نباشد اما اگر مستمع را غلبه ای پدیدار آید چنان که خطاب از وی برخیزد و بی خبر گردد معذور باشد؛ یا چون یکی را چنان افتد، اگر جماعتی بر موافقت وی خرفه کنند روا باشد و جمله خرق اهل این طریق بر سه گونه باشد: یکی آن که درویش خود خرقه کند و آن اندر حال سماع بود به حکم غلبه و آن دو گونه: یکی آن که جماعت و اصحاب به حکم پیری و مقتدایی جامۀ وی را خرقه کنند و یا اندر حال استغفار از جرمی و دیگر اندر حال سکر از وجدی.

    #
  4. 4

    و مشکل ترین این جمله خرقۀ سماعی باشد و آن بر دو گونه باشد:

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 1 از «باب الخرق» است.