مصرع نخستِ میانی · شماره 1
بدان که خرقه کردن جامه اندر میان این طایفه معتاد است و اندر مجمع های بزرگ که مشایخ بزرگ رضی عنهم حاضر بودند این کرده اند. و من از علما دیدم گروهی که بدان منکر بودند و گفتند که: «روا نباشد جامۀ درست پاره کردن و آن فساد بود.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که خرقه کردن جامه اندر میان این طایفه معتاد است و اندر مجمع های بزرگ که مشایخ بزرگ رضی عنهم حاضر بودند این کرده اند. و من از علما دیدم گروهی که بدان منکر بودند و گفتند که: «روا نباشد جامۀ درست پاره کردن و آن فساد بود.»
انتخابشده - 2
و این محال است. فسادی که مراد از آن صلاح باشد سهل بود و همه کسان نیز جامۀ درست ببرند و بدوزند؛ چنان که معهود است و هیچ فرق نباشد میان آن که جامه ای به صد پاره کنند وبر هم دوزند و میان آن که به پنج پاره کنند واندر هر پاره ای از آن خرقه راحت دل مومنی است و قضای حاجتی که از آن وی بر مرقعه دوزند.
# - 3
و هرچند که جامه خرقه کردن را اندر طریقت هیچ اصلی نیست و البته اندر سماع در حالت صحت نشاید کرد؛ که آن جز به اسراف نباشد اما اگر مستمع را غلبه ای پدیدار آید چنان که خطاب از وی برخیزد و بی خبر گردد معذور باشد؛ یا چون یکی را چنان افتد، اگر جماعتی بر موافقت وی خرفه کنند روا باشد و جمله خرق اهل این طریق بر سه گونه باشد: یکی آن که درویش خود خرقه کند و آن اندر حال سماع بود به حکم غلبه و آن دو گونه: یکی آن که جماعت و اصحاب به حکم پیری و مقتدایی جامۀ وی را خرقه کنند و یا اندر حال استغفار از جرمی و دیگر اندر حال سکر از وجدی.
# - 4
و مشکل ترین این جمله خرقۀ سماعی باشد و آن بر دو گونه باشد:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «باب الخرق» است.