نثر · شماره 27
در جوانی شاعر با تعجب از خودش می پرسد که چهره پرداز ازل برای چه او را درست کرده. طرز سوال آن قدر طبیعی که فکر عمیقی را برساند، مخصوص خیام است:
شاعرخیامدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
ای سوخته سوخته سوختنی،ای آتش دوزخ از تو افروختنی؛تاکی گویی که بر عمر رحمت کن؟حق را تو کجا به رحمت آموختنی؟
# - 25
باید اقرار کرد که طبع خیام در آن دنیا خیلی پس رفته که این رباعی آخوندی مزخرف را بگوید. از این قبیل افسانه ها در باره خیام زیاد است که قابل ذکر نیست، و اگر همه آن ها جمع آوری بشود کتاب مضحکی خواهد شد. فقط چیزی که مهم است به این نکته برمی خوریم که تاثیر فکر عالی خیام در یک محیط پست و متعصب خرافات پرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی می کند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجه سوم و چهارم که به او حمله کرده اند از زمان خیلی قدیم شروع شده، و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افکار متضاد به دست می دهد کسانی که منافع خود را از افکار خیام درخطر می دیده اند تا چه اندازه در خراب کردن فکر او کوشیده اند.
# - 26
ولی ما از روی رباعیات خود خیام نشان خواهیم داد که فکر و مسلک او تقریبا همیشه یک جور بوده و از جوانی تا پیری شاعر پیرو یک فلسفه معین و مشخص بوده و در افکار او کمترین تزلزل رخ نداده. و کمترین فکر ندامت و پشیمانی یا توبه از خاطرش نگذشته است.
# - 27
در جوانی شاعر با تعجب از خودش می پرسد که چهره پرداز ازل برای چه او را درست کرده. طرز سوال آن قدر طبیعی که فکر عمیقی را برساند، مخصوص خیام است:
انتخابشده - 28
هرچند که رنگ و روی زیباست مرا،چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا؛ معلوم نشد که در طربخانه خاک،نقاش ازل بهر چه آراست مرا!
# - 29
از ابتدای جوانی زندگی را تلخ و ناگوار می دیده و داروی دردهای خودرا در شراب تلخ می جسته:
# - 30
امروز که نوبت جوانی من است،می نوشم از آن که کامرانی من است؛عیبم مکنید، گرچه تلخ است خوش است.تلخ است، چرا که زندگانی من است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «مقدمه» است.