نثر · شماره 57
فرو برد، باز آورد. گفت! یابن رسول الله! الغیاث، الغیاث.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
گفت: آخر نشنیده ای که موسی را گفتند لن ترانی. گفت: آری! اما این ملت محمد است که یکی فریاد می کند رای قلبی ربی، دیگری نعره می زند که لم اعبد ربا لم اره.
# - 55
صادق گفت: او را ببندید و در دجله اندازید. او را ببستند و در دجله انداختند. آب او را فروبرد. باز برانداخت. گفت: یا ابن رسول الله!الغیاث، الغیاث.
# - 56
صادق گفت: ای آب! فرو برش.
# - 57
فرو برد، باز آورد. گفت! یابن رسول الله! الغیاث، الغیاث.
انتخابشده - 58
گفت: فرو بر.
# - 59
همچنین چند کرت آب را می گفت که فرو بر، فرو می برد. چون برمی آورد می گفت: یاابن رسول الله! الغیاث، الغیاث. چون از همه نومید شد و وجودش همه غرق شد و امید از خلایق منقطع کرد این نوبت که آب او را برآورد گفت: الهی الغیاث، الغیاث.
# - 60
صادق گفت: او را برآرید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.