کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 83

گفتم: آنجا معیشت چگونه بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 80

    گفتم تا با توانس گیرم و به تو بیاسایم. گفت: من هرگز ندانستم که کسی خدای را بشناخت و به هیچ چیز دیگر انس تواند گرفت و به کسی دیگر بیاسود. هرم گفت: مرا وصیتی کن. اویس گفت: مرگ را زیر بالین دار، چون که بخفتی و پیش چشم دار، که برخیزی و در خردی گناه منگر در بزرگی آن نگر که در وی عاصی شوی که اگر گناه خرد داری، خداوند را خرد داشته باشی و اگر بزرگ داری خداوند را بزرگ داشته باشی.

    #
  2. 81

    هرم گفت: کجا فرمایی که مقام کنم.

    #
  3. 82

    گفت: به شام.

    #
  4. 83

    گفتم: آنجا معیشت چگونه بود.

    انتخاب‌شده
  5. 84

    اویس گفت: اف از این دلها که شک برو غالب شده است پند نپذیرد.

    #
  6. 85

    گفتم: مرا وصیتی دیگر کن.

    #
  7. 86

    گفت: یا پسر حیان! پدرت بمرد، آدم و حوا بمرد، نوح و ابراهیم خلیل بمرد، موسی عمران بمرد، داود خلیل خدای بمرد، محمد رسول الله بمرد، ابوبکر خلیفه وی بمرد،عمر برادرم بمرد و دوستم بمرد وا عمراه واعمراه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 83 از «ذکراویس القرنی رضی الله عنه» است.