کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 74

نقل است که سعید جبیر را در نصیحت گفت: سه کار مکن، یکی قدم بر بساط سلاطین منه، اگر همه محض شفقت بود بر خلق؛ و دوم با هیچ سر پوشیده در خلوت منشین، و اگر چه رابعه بود و تو او را کتاب خدای آموزی؛ و سوم هرگز گوش خود عاریت مده امیر را اگر چه در جه مردان مرد داری که از آفت خالی نبود آخر الامر زخم خویش بزند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 71

    او جوابداد: روزی آمده گیر که دنیا و آخرت هرگز خود نبود.

    #
  2. 72

    وقتی ثابت بنانی رحمهالله علیه، به حسن نامه ای نوشت که: می شنوم به حج خواهی رفت. می خواهم که در صحبت تو باشم.

    #
  3. 73

    جوابگفت: بگذار تا در ستر خدای زندگانی کنیم که با یکدیگر بودن عیب یگدیگر را ظاهر کند و یکدیگر را دشمن گیریم.

    #
  4. 74

    نقل است که سعید جبیر را در نصیحت گفت: سه کار مکن، یکی قدم بر بساط سلاطین منه، اگر همه محض شفقت بود بر خلق؛ و دوم با هیچ سر پوشیده در خلوت منشین، و اگر چه رابعه بود و تو او را کتاب خدای آموزی؛ و سوم هرگز گوش خود عاریت مده امیر را اگر چه در جه مردان مرد داری که از آفت خالی نبود آخر الامر زخم خویش بزند.

    انتخاب‌شده
  5. 75

    مالک دینار گفت: از حسن پرسیدم: که عقوبت عالم چه باشد؟

    #
  6. 76

    گفت: مردن دل.

    #
  7. 77

    گفتم: مرگ دل چیست؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 74 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.