کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 20

و دعایی بگفت؛ و گفت: برو که به تو رسید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 17

    گفت: هیچ سیم داری؟

    #
  2. 18

    گفت: دو درم دارم.

    #
  3. 19

    گفت: بیار به درویشان ده .

    #
  4. 20

    و دعایی بگفت؛ و گفت: برو که به تو رسید.

    انتخاب‌شده
  5. 21

    زن هنوز به در سرای نرسیده بود که پسر را دید. فریاد برآورد. گفت: اینک پسر من و او را ببر.

    #
  6. 22

    حبیب آورد. گفت: حال چگونه بود؟

    #
  7. 23

    گفت: به کرمان بودم. استاد مرا به طلب گوشت فرستاده بود. گوشت بستدم و به خانه باز می رفتم، بادم در ربود. آوازی شنیدم که ای باد او را به خانه خود باز رسان. به برکت دعای حبیب و به برکت دو درم صدقه اگر کسی گوید باد چگونه آورد گویم چنانکه یک ماهه راه به یک روز شادروان سلیمان علیه السلام می آورد، و عرش بلقیس در هوا می آورد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 20 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.