نثر · شماره 15
گفت: رفق وی طلب می کنم که اندک روزی چند رنج کشد و جاوید در راحت و رفق می باشد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
گفت: هیچ کس را.
# - 13
و راه گذر وی بر بازار بود.
# - 14
نقل است که هرگز عتبه هیچ طعام و شراب خوش نخوردی. مادر وی گفت: با خویشتن رفق کن.
# - 15
گفت: رفق وی طلب می کنم که اندک روزی چند رنج کشد و جاوید در راحت و رفق می باشد.
انتخابشده - 16
نقل است که شبی تا روز نخفت و می گفت: اگرم عذاب کنی من تو را دوست دارم، و اگرم عفو کنی من تو را دوست دارم.
# - 17
و عتبه گفت: شبی حوری را بخواب دیدم. گفت: یا عتبه! بر تو عاشقم.
# - 18
نگر چیزی نکنی که به سبب آن میان من و تو جدایی افتد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «ذکر عتبه بن الغلام رحمه الله علیه» است.