نثر · شماره 27
این کلمه بگفت و بیفتاد. بنگرستند. جان داده بود. پس از وفات او را به خواب دیدند، نیمه ای روی سیاه شده. گفتند: چه بوده است؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
زنبیلی بدو داد پر رطب.
# - 25
نقل است که محمد سماک و ذوالنون به نزدیک رابعه بودند. عتبه درآمد و پیراهنی نوپوشید و می خرامید. محمد سماک گفت: این چه رفتن است؟
# - 26
گفت: چگونه بنخرامم، و نام من غلام جبار است.
# - 27
این کلمه بگفت و بیفتاد. بنگرستند. جان داده بود. پس از وفات او را به خواب دیدند، نیمه ای روی سیاه شده. گفتند: چه بوده است؟
انتخابشده - 28
گفت: وقتی بر استاد می شدم مردی را دیدم. در وی نظر کردم بار خدای بفرمود تا مرا به بهشت بردند. و دوزخ بر راه بود. ماری از دوزخ خویشتن به من انداخت. نیمه ای از رویم بگزید، گفت نفحه بنظره. اگر بیش کردتی بیش گزیدمی. رحمه الله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «ذکر عتبه بن الغلام رحمه الله علیه» است.