کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 27

این کلمه بگفت و بیفتاد. بنگرستند. جان داده بود. پس از وفات او را به خواب دیدند، نیمه ای روی سیاه شده. گفتند: چه بوده است؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 24

    زنبیلی بدو داد پر رطب.

    #
  2. 25

    نقل است که محمد سماک و ذوالنون به نزدیک رابعه بودند. عتبه درآمد و پیراهنی نوپوشید و می خرامید. محمد سماک گفت: این چه رفتن است؟

    #
  3. 26

    گفت: چگونه بنخرامم، و نام من غلام جبار است.

    #
  4. 27

    این کلمه بگفت و بیفتاد. بنگرستند. جان داده بود. پس از وفات او را به خواب دیدند، نیمه ای روی سیاه شده. گفتند: چه بوده است؟

    انتخاب‌شده
  5. 28

    گفت: وقتی بر استاد می شدم مردی را دیدم. در وی نظر کردم بار خدای بفرمود تا مرا به بهشت بردند. و دوزخ بر راه بود. ماری از دوزخ خویشتن به من انداخت. نیمه ای از رویم بگزید، گفت نفحه بنظره. اگر بیش کردتی بیش گزیدمی. رحمه الله علیه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 27 از «ذکر عتبه بن الغلام رحمه الله علیه» است.