کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 65

نقل است که یک روز حسن به صومعه او رفت و گفت: از آن علمها که نه به تعلیم بوده باشد و نه نشنوده بلکه بیواسطه خلق به دل فرود آمد ه بود مرا حرفی بگوی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 62

    گفت: به آنکه همه یافتها گم کردم درو.

    #
  2. 63

    حسن گفت: او را چون دانی؟

    #
  3. 64

    گفت: یا حسن! چون تو دانی، ما بیچون دانیم.

    #
  4. 65

    نقل است که یک روز حسن به صومعه او رفت و گفت: از آن علمها که نه به تعلیم بوده باشد و نه نشنوده بلکه بیواسطه خلق به دل فرود آمد ه بود مرا حرفی بگوی.

    انتخاب‌شده
  5. 66

    گفت: کلافه ای ریسمان رشته بودم تا بفروشم و از آن قوتی سازم. بفروختم و دو درست سیم بستدم. یکی در این دست گرفتم و یکی در آن دست. ترسیدم که اگر هردو در یک دست گیرم جفت گردد و مرااز راه برد. فتوحم امروز این بود.

    #
  6. 67

    گفتند حسن می گوید: که اگر یک نفس در بهشت از دیدار حق محروم مانم چنان بنالم و بگریم که جلمه اهل بهشت را بر من رحمت آید. رابعه گفت: این نیکوست اما اگر چنان است که اگر در دنیا یک نفس از حق تعالی غافل می ماند همین ماتم و گریه و ناله پدید

    #
  7. 68

    می آید، نشان آنست که در آخرت چنان خواهد بود که گفت و اگرنه آن چنان است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 65 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.