نثر · شماره 98
گفت: آنگاه که از محنت شاد شود. چنانکه از نعمت.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
گفت: اگر ندیدمی نپرستیدمی.
# - 96
نقل است که رابعه دایم گریان بودی. گفتند: این چندین چرا می گریی؟ گفت: از قطعیت می ترسم که با او خو کرده ام. نباید که به وقت مرگ ندا آید که ما را نمی شایی.
# - 97
گفتند: بنده راضی کی بود؟
# - 98
گفت: آنگاه که از محنت شاد شود. چنانکه از نعمت.
انتخابشده - 99
گفتند: کسی که گناه بسیار دارد اگر توبه کند درگذرد.
# - 100
گفت: چگونه توبه کند. مگر خدایش توبه دهد و درگذرد، و سخن اوست که با بنی آدم از دیده به حق منزل نیست. از زبانها بدو راه نیست، و سمع شاهراه زحمت گویندگان است، ودست و پای ساکنان حیرت اند. کار با دل افتاده بکوشید تا دل را بیدار دارید. که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که گم شده است در حق و هر که گم شد یا رچه کند. الفناء فی الله آنجا بود.
# - 101
و گفت: استغفار به زبا ن، کار دروغ زنان است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.