نثر · شماره 107
رابعه یکبار حاضر بود. و گفت: با که گویی که این در بسته است وباز خواهند گشاد. هرگز کی بسته بود تا باز گشایند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 104
و گفت: ثمره معرفت روی به خدای آوردن است.
# - 105
و گفت: عارف آن بود که دلی خواهد از خدای. چون خدای دلی دهدش، در حال دل به خدای بازدهد تا در قبضه او محفوظ بماند و در ستر او از خلق محجوب بود.
# - 106
صالح مری بسی گفتی که هر که دری می زند زود باز شود.
# - 107
رابعه یکبار حاضر بود. و گفت: با که گویی که این در بسته است وباز خواهند گشاد. هرگز کی بسته بود تا باز گشایند.
انتخابشده - 108
صالح گفت: عجبا! مردی جاهل و زنی ضعیف دانا.
# - 109
یک روز رابعه را دید که می گفت: وا اندوها!
# - 110
گفت: چنین گوی که وای از بی اندوهیا، که اگر اندوهگین بودی زهرت نبودی که نفس زدی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 107 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.