کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 110

گفت: چنین گوی که وای از بی اندوهیا، که اگر اندوهگین بودی زهرت نبودی که نفس زدی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 107

    رابعه یکبار حاضر بود. و گفت: با که گویی که این در بسته است وباز خواهند گشاد. هرگز کی بسته بود تا باز گشایند.

    #
  2. 108

    صالح گفت: عجبا! مردی جاهل و زنی ضعیف دانا.

    #
  3. 109

    یک روز رابعه را دید که می گفت: وا اندوها!

    #
  4. 110

    گفت: چنین گوی که وای از بی اندوهیا، که اگر اندوهگین بودی زهرت نبودی که نفس زدی.

    انتخاب‌شده
  5. 111

    نقل است که وقتی یکی را دید که عصابه ای بر سر بسته بود.

    #
  6. 112

    گفت: چرا عصابه بسته ای؟

    #
  7. 113

    گفت: سرم درد می کند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 110 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.