کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 118

گفت: سی سال تنت درست داشتی، هرگز عصابه شکر برنبستی. به یک شب که درد سرت داد عصابه شکایت درمی بندی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 115

    گفت: سی سال است.

    #
  2. 116

    گفت: بیشتر عمر در درد و غم بوده ای؟

    #
  3. 117

    گفت: نه.

    #
  4. 118

    گفت: سی سال تنت درست داشتی، هرگز عصابه شکر برنبستی. به یک شب که درد سرت داد عصابه شکایت درمی بندی.

    انتخاب‌شده
  5. 119

    نقل است که چهار درم سیم به یکی داد که مرا گلیمی بخر که برهنه ام. آن مرد برفت و باز گردید. گفت: یا سیده! چه رنگ بخرم؟

    #
  6. 120

    رابعه گفت: چون رنگ در میان آمد به من ده.

    #
  7. 121

    آن سیم بستد و در دجله انداخت. یعنی که هنوز گلیم ناپوشیده تفرقه پدید آمد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 118 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.