نثر · شماره 179
گفت: بار خدایا!اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی سری آشکارا کنم که دوزخ از من به هزارساله راه بگریزد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 176
همچنان حدیث می کرد تا نماز شام بگزاردیم. پاره نانی خشک بیاورد و کوزه آب تا روزه بگشاییم. رابعه رفت تا دیگ برگیرد. دست او بسوخت. نگاه کردیم، دیگ پخته شده بود و می جوشید، به قدرت حق تعالی. بیاورد و با آن گوشت بخوردیم و خوردنی بود که بدان خوش طعامی هرگز نخورده بودیم. رابعه گفت: بیمار برخاسته را دیگ چنین می باید.
# - 177
سفیان گفت: در نزدیک رابعه شدم، درمحراب شد و تا روز نماز می کرد و من در گوشه دیگر نماز می کردم، تا وقت سحر. پس گفتم: به چه شکر کنیم آن را که ما را توفیق داد تا همه شب وی را نماز کردیم.
# - 178
گفت: بدانکه فردا روزه داریم.
# - 179
گفت: بار خدایا!اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی سری آشکارا کنم که دوزخ از من به هزارساله راه بگریزد.
انتخابشده - 180
و گفتی: الهی ما را از دنیا هر چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ایی به دوستان خود ده که مرا تو بسی.
# - 181
و گفتی: خداوندا!اگر تو را از بیم دوزخ می پرستم در دوزخم بسوز، و اگر به امید بهشت می پرستم، بر من حرام گردان. و اگر برای تو تو را می پرستیم، جمال باقی دریغ مدار.
# - 182
و د ر مناجات می گفت: بار خدایا!اگر مرا فردا در دوزخ کنی من فریاد بر آورم که وی را دوست داشتم. با دوست این کنند؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 179 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.