کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 27

سراسیمه و کالیو و خجل و بی قرار روی به ویرانه ای نهاد. جماعتی کاروانیان بودند. می گفتند: برویم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 24

    الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله آیا وقت نیامد که این دل، خفته شما بیدار گردد.

    #
  2. 25

    تیری بود که بر جان او آمد. چنان آیت به مبارزت فضل بیرون آمد و گفت: ای فضیل!تاکی تو راهزنی؟گاه آن آمد که مانیز راه تو بزنیم.

    #
  3. 26

    فضیل از دیوار فرو افتاد و گفت: گاه گاه آمد از وقت نیز برگشت.

    #
  4. 27

    سراسیمه و کالیو و خجل و بی قرار روی به ویرانه ای نهاد. جماعتی کاروانیان بودند. می گفتند: برویم.

    انتخاب‌شده
  5. 28

    یکی گفت: نتوان رفت که فضیل بر راهست.

    #
  6. 29

    فضیل گفت: بشارت شما را که او دیگر توبه کرد.

    #
  7. 30

    پس همه روزه می رفت و می گریست و خصم خشنود می کرد تا درباورد جهودی بماند. از او بحلی می خواست. بحل نمی کرد. آن جهود با جمع خود گفت: امروز روزی است که بر محمدیان استخفاف کنیم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 27 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.