نثر · شماره 84
گفت: دارم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 81
این بگفت واز پیش او برخاست و زر به در بیرون انداخت. هارون برون آمد و گفت: آوه! ای رجل هو. او خود چه مردی است. ملک بر حقیقت فضیل است، و صولت او عظیم است، و حقارت دنیا در چشم او بسیار.
# - 82
نقل است که یک روز کودکی چهارساله در کنار داشت. مگر دهان بر وی نهاد چنانکه عادت پدران بود. آن کودک گفت: ای پدر!مرا دوست داری؟ گفت: دارم.
# - 83
گفت: خدایرا دوست داری؟
# - 84
گفت: دارم.
انتخابشده - 85
گفت: دل چند داری؟
# - 86
گفت: یکی!
# - 87
آنگاه گفت: به یک دل دو دوست توان داشت درحال؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 84 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.