کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 10

گفت: در این رباط فرو می آیم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    گفت: ای جاهل! اشتر بر بام می جویی؟

    #
  2. 8

    گفت: ای غافل! تو خدایرا در جامه اطلس خفته بر تخته زرین می طلبی؟

    #
  3. 9

    از این سخن هیبتی به دل او آمد و آتش در دلش افتاد تا روز نیارست خفت چون روز برآید بصفه شد و برتخت نشست متفکر و متحیر و اندوهگین. ارکان دولت هریکی برجایگاه خویش ایستادند. غلامان صف کشیدند، و بارعام دادند. ناگاه مردی با هیبت از در درآمد. چنانکه هیچ کس را از حشم و خدم زهره نبود که گوید تو کیستی؟ جمله را زبانها به گلو فروشد همچنان می آمد تا پیش تخت ابراهیم. گفت: چه می خواهی؟

    #
  4. 10

    گفت: در این رباط فرو می آیم.

    انتخاب‌شده
  5. 11

    گفت: این رباط نیست. سرای من است!تو دیوانه ای.

    #
  6. 12

    گفت: این سرای پیش از این از آن که بود؟

    #
  7. 13

    گفت: از آن پدرم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.