کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 81

گفت: هیچ زن شویی کند تا شوهر گرسنه و برهنه داردش؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 78

    گفت: روزی بر تخت نشسته بودم، آیینه ای در پیش من داشتند. در آن آیینه نگاه کردم. منزل خود گور دیدم، و در آن مونسی نه؛ سفری دراز دیدم در پیش و مرا زادی نه؛ قاضی یی عادل دیدم، و مرا حجت نه؛ ملک بر دلم سرد شد.

    #
  2. 79

    گفتند: چرا از خراسان بگریختی؟ گفت: آنجا بسی می شنیدم که دوش چون بودی و امروز چگونه؟

    #
  3. 80

    گفتند: چرا زنی نمی خواهی؟

    #
  4. 81

    گفت: هیچ زن شویی کند تا شوهر گرسنه و برهنه داردش؟

    انتخاب‌شده
  5. 82

    گفتند: نه.

    #
  6. 83

    گفت: من از آن زن نمی کنم که هر زنی که من کنم گرسنه و برهنه ماند. اگر توانمی خود را طلاق دهمی! دیگری بر فتراک با خویشتن غره چون کنم؟ پس از درویشی که حاضر بود پرسید: زن داری؟

    #
  7. 84

    گفت: نی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 81 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.