نثر · شماره 94
گفت: از آنکه داری زیادت بایدت؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
نقل است که کسی ابراهیم را هزار دینار آورد که: بگیر!
# - 92
گفت: من از درویشان نستانم.
# - 93
گفت: من توانگرم.
# - 94
گفت: از آنکه داری زیادت بایدت؟
انتخابشده - 95
گفت: باید.
# - 96
گفت: برگیر که سر همه درویشان تویی. خود این درویشی نمی بود. گدایی بود.
# - 97
سخن اوست که گفت: سخت ترین حالی که مرا پیش آید آن بود که جایی برسم که مرا بشناسند؛ که درآمدندی خلق، و مرا بشناختندی، و مرا مشغول کردندی. آنگاه مرا از آنجا باید گریخت. ندانم که کدام صعبتر است: به وقت ناشناختن دل کشیدن، یا به وقت شناختن از عز گریختن؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.