کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 98

و گفت: ما درویشی جستیم توانگری پیش آمد، مردمان دیگر توانگری جستند ایشان را درویشی پیش آمد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 95

    گفت: باید.

    #
  2. 96

    گفت: برگیر که سر همه درویشان تویی. خود این درویشی نمی بود. گدایی بود.

    #
  3. 97

    سخن اوست که گفت: سخت ترین حالی که مرا پیش آید آن بود که جایی برسم که مرا بشناسند؛ که درآمدندی خلق، و مرا بشناختندی، و مرا مشغول کردندی. آنگاه مرا از آنجا باید گریخت. ندانم که کدام صعبتر است: به وقت ناشناختن دل کشیدن، یا به وقت شناختن از عز گریختن؟

    #
  4. 98

    و گفت: ما درویشی جستیم توانگری پیش آمد، مردمان دیگر توانگری جستند ایشان را درویشی پیش آمد.

    انتخاب‌شده
  5. 99

    مردی ده هزار درم پیش او برد، نپذیرفت. گفت: می خواهی که نام من از میان درویشان پاک کنی به این قدر سیم؟

    #
  6. 100

    نقل است که چون واردی از غیب برو فروآمدی، گفتی: کجا اند ملوک دنیا تا ببینند که این چه کار و بارست تا از ملک خودشان ننگ آید.

    #
  7. 101

    و گفت: صادق نیست هر که شهوت طلب کند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 98 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.