کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 145

گفت: بفروختم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 142

    گفت: هوا عظیم سرد بود و باد سرد. خویشتن را به جای درکردم تا شما را رنج کمتر بود.

    #
  2. 143

    نقل است که عطاء سلمی آورده است به اسناد عبدالله مبارک که ابراهیم در سفری بود و زادش نماند. چهل روز صبر کرد و گل خورد و با کس نگفت تا رنجی از وی به برادران وی نرسد.

    #
  3. 144

    نقل است که سهل بن ابراهیم گوید: با ابراهیم ادهم سفر کردم. من بیمار شدم آنچه داشت بفروخت و بر من نفقه کرد. آرزویی از وی خواستم. خری داشت، بفروخت و بر من نفقه کرد. چون بهتر شدم گفتم: خر کجاست؟

    #
  4. 145

    گفت: بفروختم.

    انتخاب‌شده
  5. 146

    گفتم: بر کجانشینم.

    #
  6. 147

    گفت: یا برادر بر گردن من نشین.

    #
  7. 148

    سه منزل مرا بر گردن نهاد و ببرد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 145 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.