نثر · شماره 9
گفت: باش تا یاران را بگویم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
گفت: بگوئید که پیغام که داری
# - 7
گفت: پیغام خدای.
# - 8
گریان شد. گفت: آه! عتاب دارد یا عقابی کند.
# - 9
گفت: باش تا یاران را بگویم.
انتخابشده - 10
با یاران گفت: ای یاران! مرا خواندند. رفتم و شما را بدرود کردم که بیش هرگز مرا در این کار نمی بینید.
# - 11
پس چنان شد که هیچ کس نام وی نشنودی، الا که راحتی به دل وی برسیدی.
# - 12
و طریق زهد پیش گرفت، و از شدت غلبه مشاهده حق تعالی هرگز کفش در پای نکردی، حافی از آن گفتند. با او گفتند: چرا کفش در پای نکنی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.