نثر · شماره 58
نقل است که یکی با بشر مشورت کرد که دوهزار درم دارم. حلال می خواهم که به حج شوم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 55
گفتند: ناخواستن و برنا گرفتن توانیم اما اگر فتوحی پدید آید نتوانیم که نگیریم.
# - 56
گفت: شما توکل برزاد حاجیان کرده اید و این بیان آن سخن است که در جواب آن صوفی گفته است که اگر در دل کرده بودی که هرگز از خلق چیزی قبول نخواهم کرد، این توکل بر خدای بودی.
# - 57
«نقلست که بشر گفت روزی بخانه درآمدم مردی را دیدم گفتم تو کیستی که بی دستوری درآمدی گفت برادر تو خضرم گفتم رعا کن مرا گفت خدای گزاردن طاعت خود بر تو آسان گرداناد و گفت طاعت تو بر تو پوشیده گرداناد»
# - 58
نقل است که یکی با بشر مشورت کرد که دوهزار درم دارم. حلال می خواهم که به حج شوم.
انتخابشده - 59
گفت: توبه تماشا می روی. اگر برای رضای خدای می روی برو وام کسی بگزار، یا بده به یتیم و به مردی مقل حال، که آن راحت که به دل مسلمانی رسد از صد حج اسلام پسندیده تر.
# - 60
گفت: رغبت حج بیشتر می بینم.
# - 61
گفت: از آنکه مالها نه از وجه نیکو به دست آورده ای، تا بناوجوه خرج نکنی قرار نگیری.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 58 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.