نثر · شماره 90
نقل است که وقتی نامه ای نوشت به بعضی از دوستان که حق تعالی بپوشاناد مرا و تو را به پرده جهل، و در زیر آن پرده پدید آراد آنچه رضای اوست، که بسا مستور که در زیر ستر است که دشمن داشته اوست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 87
آن مرد گفت: استغفرالله و اتوب الیه.
# - 88
نقل است که ذالنون بیمار بود. کسی به عیادت او درآمد. پس گفت: الم دوست خوش بود!
# - 89
ذوالنون عظیم متغیر شد. پس گفت: اگر او را می دانستی بدین آسانی نام او نبردی.
# - 90
نقل است که وقتی نامه ای نوشت به بعضی از دوستان که حق تعالی بپوشاناد مرا و تو را به پرده جهل، و در زیر آن پرده پدید آراد آنچه رضای اوست، که بسا مستور که در زیر ستر است که دشمن داشته اوست.
انتخابشده - 91
* * *
# - 92
نقل است که گفت: در سفری بودم، صحرا پربرف بود، و گبری را دیدم دامن در سرافگنده و از صحرای برف می رفت و ارزن می پاشید. ذالنون گفت: ای دهقان! چه دانه می پاشی؟
# - 93
گفت: مرغکان چینه نیابند. دانه می پاشم تا این تخم به برآید و خدای بر من رحمت کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 90 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.