نثر · شماره 206
و گفتند: در خلق چه گویی؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 203
گفت: هرکه به حقیقت خدای را یاد کند فراموش کند در جنب یاد او جمله چیزها، و هرکه فراموش کند در جنب ذکر خدای جمله چیزها، خدای نگاه دارد بر او جمله چیزها، و خدای عوض اوبود از همه چیزها.
# - 204
و از او پرسیدند: خدای به چه شناختی؟
# - 205
گفت: خدای را به خدا شناختم، و خلق را به رسول. یعنی الله است و نور الله است که خدای خالق است و خالق را به خالق توان شناخت. و نور خدای خلق است، و اصل خلق نور محمد است علیه السلام. پس خلق را به محمد توان شناخت.
# - 206
و گفتند: در خلق چه گویی؟
انتخابشده - 207
گفت: جمله خلق در وحشت اند و ذکر حق کردن در میان اهل وحشت غیب بود.
# - 208
و پرسیدند: بنده مفوض که بود؟
# - 209
گفت: چون مایوس بود از نفس و فعل خویش، و پناه با خدای دهد در جمله احوال، و او را هیچ پیوند نماند به جز حق.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 206 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.